حجّت بدانيم ، طبعا رجوع به اجماع از باب رجوع به عقل خواهد بود و اگر اجماع را از آن جهت حجّت بدانيم كه با اتّفاق مجمعين به دست مىآوريم ، كه معصوم ( ع ) در ميان مجمعين است ، طبعا اجماع از باب رجوع به سنّت حجّت مىشود .
2 . روش اخبارى : اخبارىها در استنباط خود فقط به اخبار متمسك مىشوند ، و بسيارى از آنان حتّى ظواهر قرآن را نيز حجّت نمىدانند . زيرا معتقدند قرآن براى همه قابل فهم نيست ، بلكه تنها كسانى كه قرآن بر آنان نازل گشته است مىتوانند قرآن را بفهمند ( پيامبر و ائمه معصومين ) . پس ملاك عمل براى اخبارىها رواياتى است كه در كتابهاى چهارگانه ( كافى ، من لا يحضره الفقيه ، تهذيب ، استبصار ) و ديگر كتب معتبر ذكر گرديده است و مىگويند بيان احكام توسط روايات كامل گشته است . لذا وقتى امام دوازدهم غيبت فرمودند ، اخبارىها به ظواهر اخبار عمل مىكنند و يك اصل كلّى ملاك عمل آنها قرار گرفته است و آن اين است كه هر چيزى كه احتمال حرمت در او باشد حرام و هر چيزى كه احتمال وجوب در او باشد واجب است .
مؤسس اخبارىگرى ميرزا محمد امين استرآبادى ( متوفى 1023 ه ق ) ساكن مدينه بوده است .
وى در كتاب الفوائد المدنيه مشرب خود را تشريح كرده است . براى فهم تفاوت بين تفكر اصولى و اخبارى به مبحث « اخبارى » رجوع شود .
علّت پيدايش تفكّر اخبارىگرى از اينجا آغاز شد كه آنان معتقد بودند :
1 . مراجعه به علم اصول و مستند قرار دادن آن موجب دور شدن از احاديث اهل بيت مىشود .
2 . اخبارىها گمان مىكردند كه مبتكر و مؤسس علم اصل ، علماى اهل سنّت هستند ، و پديد آمدن چنين تفكرى در ميان اماميه بعد از غيبت امام زمان ( ع ) بوده است . در نتيجه پذيرش علم اصول مساوى است با پذيرش مكتب اهل سنّت . پس استنباط احكام بر اساس علم اصول مخالف مذهب اهل بيت است .
3 . بهدليل اينكه زيربناى بسيارى از مباحث اصولى قواعد عقلى است ، در حالى كه ائمه ما را از تفسير به رأى منع فرمودهاند ، پس در فهم مسائل شرعى ، عقل جايگاهى ندارد . در نتيجه تنها راه فهم مسائل شرعى ، نصوص است . « 1 » ابن قيّم فقيه اخبارى مىگويد : عقل و فلسفه زائيدهء شك است و رستگارى در پيروى از نصوص است . « 2 » از ملا امين استرآبادى نقل شده است : « در مدينه خواب بودم پيامبر را در خواب ديدم ، فرمود برخيز و دين مرا از دست اصوليين نجات بده . » « 3 »
ملا محسن فيض كاشانى از شاگردان ملّا صدرا ، در عين گرايش فلسفى و عرفانى از بزرگان اخبارى محسوب مىشود . وى در كتاب الحق المبين مىنويسد : برخى از اصحاب اماميه از اهل استرآباد به برخى از آنچه من بدان هدايت يافتم هدايت يافته ، وى در مكه سكنى داشت و من در مكه او را درك
هامش
( 1 ) . علم الاصول تاريخا و تطورا ، ص 150 .
( 2 ) . مكتبهاى حقوقى در حقوق اسلام ، ص 116 .
( 3 ) . مرزها ، ص 95 .