98 . اصول تنزيلى
اصول تنزيلى عبارتاند از : استصحاب ، قاعدهء تجاوز ، اصالة الصحه . به مبحث « اصل محرز » رجوع شود .
99 . اصول غير تنزيلى
اصول غير تنزيلى همانند اصل برائت ، اصل تخيير و . . . به مبحث « اصل محرز » رجوع شود .
100 . اصول عقلى
اصولى كه داراى مشخصات زير باشند ، « اصول عقلى » نام دارند « 1 » : 1 . در قلمرو شك باشد نه ظن و يقين . 2 . ضابطهاى را قانون براى شك مذكور معين كرده باشد . اين ضابطه را اصل عقلى و اصل عملى نامند . در فقه اصول عقليه عبارتاند از : اصل برائت - استصحاب - تخيير و اشتغال .
101 . اصول عمليّه « 2 »
اصول عمليه يا فرض قانونى « 3 » اصولى است كه وظيفهء عملى كسى را كه دچار ترديد شده معين مىكند . بنابراين موضوع اصول عمليه « شك » است . به ديگر سخن حكم « 4 » بر دو قسم است : 1 . حكم واقعى ؛ 2 . حكم ظاهرى . زيرا حكمى كه بدون در نظر گرفتن علم و جهل مكلف براى او وضع شود حكم واقعى نام دارد . بر خلاف حكم ظاهرى و آن حكمى است كه با فرض جهل به حكم واقعى تعيين شود . به بيان ديگر حكم ظاهرى در موردى است كه مجتهد نتواند از ادلهء اجتهادى ، حكم موردى را به دست آورد ، و در حالت شك و ترديد قرار گيرد . در آنجا براى اينكه مقلدين را از حيرت و سرگردانى خارج كند حكم ظاهرى صادر مىكند . ادله در رابطه با احكام بر دو قسم است « 5 » : 1 . دليل اجتهادى ؛ 2 . دليل فقاهتى يا اصول عمليه . 1 . دليل اجتهادى در رابطه با استخراج احكام واقعى است .
و آن عبارت است از قرآن ، سنت ، اجماع ، و عقل . 2 . دليل فقاهتى دليلى است كه در رابطه با استخراج حكم ظاهرى است . دليل فقاهتى يا اصول عمليه بر چهار قسم است « 6 » : 1 . اصل برائت ؛ 2 . اصل
هامش
( 1 ) . ترمينولوژى حقوق ، « اصول عقلى » .
( 2 ) . كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 165 ؛ اصول الفقه ، ج 4 ، ص 267 ؛ فوائد الاصول ، ج 3 ، ص 325 ؛ دروس فى الاصول الحلقة الثالثة ، ج 2 ، ص 11 ؛ نهاية الاصول ، ص 565 .
( 3 ) . فرض قانونى اصطلاحى است فرنگى و در مادهء 1024 قانون مدنى به كار رفته « اگر اشخاص متعدد در يك حادثه تلف شوند ، فرض بر اين مىشود كه همهء آنها در آن واحد مردهاند . » و معادل كامل فرض قانونى در اصول « اصول عمليه » است .
( 4 ) . اصول الفقه ، ج 1 ، ص 6 ؛ فوائد الاصول ، ج 3 ، ص 326 .
( 5 ) . فرائد الاصول ، ص 191 ؛ اصول الفقه ، ج 1 ، ص 6 .
( 6 ) . نهاية الافكار ، جزء سوم ، ص 200 .