دو دليل مىباشد :
الف - عامل أقرب ، أولى به عمل است .
ب - هرگز حروف جاره چه زائده و چه غير زائده معلق و بازداشته شده از عمل نمىشوند .
3 - سومين نوع از انواع لام زائده ، لام تقويت است كه اين لام بعد از عامل ضعيف قرار مىگيرد و باعث تقويت قدرت اعمال آن مىگردد .
بايد دانست ضعف عملى براى يك عامل از دو جهت است :
الف : تأخير عامل از معمول كه اين تأخر موجب ضعف عملى عوامل مىگردد ، زيرا قاعده اوّليه اين است كه معمول بايد مؤخر از عامل باشد ، مانند قول خداوند متعال كه حكايت قول پادشاه مصر است درباره خوابى كه ديده بود و از بزرگان قوم تعبير آن را مىخواسته :
يا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِي فِي رُءْيايَ إِنْ كُنْتُمْ لِلرُّءْيا تَعْبُرُونَ
( يوسف / 43 )
شاهد : در لام زائده تقويت است كه براى تقويت « تعبرون » كه از مفعول خود « الرّؤيا » مؤخر مىباشد ، آمده است .
ب - اساسا آن عامل در اصل ، قدرت عملى نداشته و به جهتى توان اعمال پيدا كرده ، بنابراين خود اين عامل فرع در عمل است . مثل مشتقات فعل و مصدر كه اينها به جهت شباهت به فعل مضارع عمل مىكنند ، پس فرع در عمل هستند زيرا اصل در عامليت ، فعل است ، به همين جهت مشتقات و مصدر در عمل ضعيف مىباشند و لام براى تقويت عمل آنها در كلام قرار مىگيرد ، مانند قول خداوند رحمان كه درباره قرآن و تورات يهود است :
وَ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِما مَعَهُمْ
( البقرة / 91 )
شاهد : در وقوع لام زائدهء تقويت بعد اسم فاعل « مصدقا » است كه فرع در عمل است . و مانند : « ضربى لزيد حسن » كه لام تقويت بعد از مصدر مضاف « ضربى » واقع شده تا آن را در عمل بر « زيد » كه در حكم مفعول اوست قوى كند .
و قد اجتمع التأخر و الفرعية : و محققا هردو سبب ضعف در عمل براى