جواب « لو لا » است و « بكيل » فاعل « شركت » و اسمهاى بعد ، عطف برآن مىباشد .
و تمامى اين اسماء ، اسم قبايل عرب است .
معناى شعر : « بنىاميه مىگويند پيامبر ارث برده نمىشود ، و اگر نبود ارث بردن از پيامبر - توسط اهل البيت - هرآينه تمامى قبايل عرب در جانشينى و خلافت شركت داشتند و سهيم بودند » در حالى كه اين شركت و سهم براى آنان نيست پس پيامبر از خود ارث بجا گذاشته است .
و ليس المرفوع بعد « لو لا » : بحث مهمى كه در اينجا مطرح است اين مىباشد كه اسم بعد از « لو لا » به چه عنوان مرفوع است در اينباره چهار قول وجود دارد :
1 - فاعل فعل محذوف است ، به عنوان مثال در شعر قبل تقدير اين گونه است ، « لو لا ثبت تراثه » و اين قول كسايى است .
2 - فاعل براى « لو لا » است كه به جهت نيابت از فعل محذوف مثل « ثبت » ، توان رفع دادن را كسب كرده است .
3 - فاعل براى خود « لو لا » بوده كه اصالتا اين رفع را مىدهد نه به جهت نيابت از فعل محذوف ، كه اين مذهب فراء است .
4 - مبتدا بوده و رفع آن به عامل معنوى ابتدائيت است .
مصنف كتاب قول چهارم را قبول داشته و اقوال سهگانهء اول را مردود مىداند .
ثم قال أكثرهم : سپس دربارهء خبر اين مبتدا قائلين به قول چهارم با هم اختلاف كردهاند و سه قول دراينباره وجود دارد :
1 - اكثر نحويون مىگويند : واجب است كه خبر از افعال يا شبه فعل « كون مطلق » يعنى فعل يا شبه فعل عموم مانند : « ثبت - موجود » بوده كه دائما محذوف مىباشد ، لذا مىگويند در تمامى موارد استعمال « لو لا » خبر مبتدا ، فعل « ثبت » يا شبه فعل « موجود » و امثال آن بوده كه در تقدير است .
فإذا اريد : و اگر زمانى اراده شود كه در جملهء شرط از فعل خاص « كون » مقيد
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 196
مساهمون: غلامعلى صفايى
ص١٩٦