تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 794

مساهمون:

ص٧٩٤
بىواسطه برسد ولى از كجا كه با وجود وسايط و در حجاب بشريت اين گونه اثر داشته باشد . براى دفع و رد اين تصور مولانا مىگويد كه اين تاثير ، مشروط نيست و خواه بىواسطه يا بواسطه‌ى آفريده‌اى ديگر ، آواز حق آن قدرت دارد كه از عدم چيزى در وجود آرد چنان كه بواسطه‌ى نفخ جبرئيل كه در حقيقت نفخ الهى بود مريم بار گرفت و عيسى بدون مقدمات توليد در وجود آمد ، چنان كه گفته‌ايم و باز هم در مثنوى خواهيم ديد و باز خواهيم گفت ، مولانا از روايات دينى در بسيارى از موارد دليل انگيخته است زيرا اين امور در آن روزگار از مسائل برهانى در عقايد مردم رسوخ بيشتر داشته است . مىتوانيم هم بگوييم كه مقصود اينست كه آواز حق چه به صورت اصوات و الفاظ در آيد و چه آن كه مجرد از حجاب صوت باشد در تكوين و ايجاد موثر است و تفاوتى ميان اين دو حالت وجود ندارد ولى ابيات واپسين ، توجيه اول را تاييد مىكند .
مطلق آن آواز خود از شه بود * گر چه از حلقوم عبد الله بود
گفته او را من زبان و چشم تو * من حواس و من رضا و خشم تو
رو كه بىيسمع و بىيبصر تويى * سر تويى چه جاى صاحب سر تويى
چون شدى من كان لله از وله * من ترا باشم كه كان اللَّه له
گه تويى گويم ترا گاهى منم * هر چه گويم آفتاب روشنم
هر كجا تابم ز مشكات دمى * حل شد آن جا مشكلات عالمى
ظلمتى را كافتابش بر نداشت * از دم ما گردد آن ظلمت چو چاشت
بىيسمع : مقتبس است از حديث : ان اللَّه تعالى قال من عادى لى وليا فقد آذنته بالحرب و ما تقرب إلي عبدي بشىء احب إلي مما افترضته عليه و ما يزال عبدى يتقرب إلي بالنوافل
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 794 | بديع الزمان فروزانفر