خزانهى غيب مىخورد و مىپوشد .
ما عيال حضرتيم و شير خواه * گفت الخلق عيال للاله
حضرت : پيشگاه ، مرتبهى بذات حق ، در تعبيرات مولانا ، جع : فرهنگ نوادر لغات و تعبيرات ديوان كبير ، انتشارات دانشگاه طهران ، در ذيل :
حضرت .
اشاره است بحديث : الخلق كلهم عيال اللَّه فأحبهم الى اللَّه انفعهم لعياله . احاديث مثنوى ، انتشارات دانشگاه طهران ، ص 10 .
اين بيت مترتب است بر مضمون بيت ( 623 ، 624 ) كه متوكل را بطفل تشبيه كرده بود و اين نيز معلوم است كه صاحب عيال بايد متكفل روزى عيال خود باشد و نتيجهاى كه از آن گرفته مىشود ترك سبب و سعى و عمل است .
[ باز ترجيح نهادن شير جهد را بر توكل ]
گفت شير آرى ولى رب العباد * نردبانى پيش پاى ما نهاد
پايه پايه رفت بايد سوى بام * هست جبرى بودن اينجا طمع خام
پاى دارى چون كنى خود را تو لنگ * دست دارى چون كنى پنهان تو چنگ
طمع خام : آرزوى باطل و غلط از قبيل طمع غله بدون كاشتن تخم و طمع وصول به مقصد بىواسطهى حركت و اعداد وسايل .
نخجيران در نفى كسب ، قدرت حق را بر ايجاد امور و عدم احتياج به اسباب و وسايط دليل آوردند مولانا از زبان شير سعهى قدرت را مىپذيرد ولى بعقيدهى او اين ، دليل نفى كسب نمىشود زيرا حق تعالى بمقتضاى حكمت خود براى وصول و حصول مقاصد ، وسايل و اسبابى ساخته و آنها را مانند حلقههاى زنجير و يا پايههاى نردبان متعاقب و مترتب بر يكديگر قرار داده است و ناديدن اين وسايل