در ظلمت موجود است ولى ديده نمىشود براى آن كه شرط رويت آن وجود ندارد .
گفتهى مولانا بعقيدهى متكلمين نزديك است بقرينهى ذكر « ديد رنگ » در بيت 1123 و 1124 و 1129 « نديدى رنگ را » در بيت 1128 كه از همهى آنها استفاده مىشود كه ديدن رنگ مشروط است بوجود نور .
اين ابيات بمنزلهى مقدمه است از براى اثبات ظهور و خفاء حق و علت اينكه شناسايى كنه ذات يا معرفت خدا بنحو تفصيل ، دست كم براى مردم عادى ميسر نيست ، تقرير اين دليل را در ذيل ابيات بعد ملاحظه خواهيد فرمود .
براى اطلاع از عقيدهى حكما و متكلمين دربارهى الوان ، جع : طبيعيات شفا ، طبع ايران ، ص 314 شرح مواقف ، طبع آستانه ، ج 2 ، ص 148 - 147 ، مطالع الانظار در حاشيهى همان كتاب ، ج 1 ، ص 244 ، شرح تجريد قوشجى ، در حاشيهى همان كتاب ، ج 3 ، ص 90 ، كشاف اصطلاحات الفنون ، در ذيل : لون .
نيست ديد رنگ بىنور برون * همچنين رنگ خيال اندرون
اين برون از آفتاب و از سها * و اندرون از عكس انوار على
نور نور چشم خود نور دل است * نور چشم از نور دلها حاصل است
باز نور نور دل نور خداست * كاو ز نور عقل و حس پاك و جداست
سها : ستارهاى است نزديك بنات النعش مهين ، و ذكر آن بحسب مثال است .
رنگ بىوجود نور ديده نمىشود همچنين انواع خيال و انديشه كه در ذهن ادراك مىشوند و تمايز دارند و از اين جهت برنگ خارجى مانند هستند ، بسبب تابش انوار ، از عقل فعال و يا نفس كلى و يا از انعكاس انوار علم خدا