و يكى از موسيقى دانان اسامى آنها را بحذف « زيرافكند » بدين صورت منظوم ساخته است :
بنام خالق ارض و سماوات * كنم تعداد اسماى مقامات
زمانى گوش كن اى مرد باهوش * چو بشنيدى مكن ديگر فراموش
نخستين مىكنم از راست بنياد * كه مرد از راستى شد از غم آزاد
حسينى و عراق آن گه صفاهان * پس از زنگوله عشاق و نوا دان
حجاز و بوسليك است و رهاوى * كه دارم ياد از تقرير راوى
دگر مىدان بزرگ آن گاه كوچك * بگفتم جمله را بشمار يك يك
نسخهى خطى از رسالهاى در موسيقى متعلق بنگارنده .
پرده دريدن : رسوا كردن و راز كسى بر ملا افكندن ، پرده درين تركيب مرادف حجاب است در زبان عربى .
ميان نى كه آن را از نيستان بريدهاند با عاشق دور از يار مناسبتى است زيرا هر دو ، به درد مهجورى و دورى گرفتاراند و از دگر سو آهنگ موسيقى خاطرات شنونده را تعبير و تفسير مىكند و نيز تسلى مىبخشد از اين رو ، نى با عاشق هجران ديده حريف و هم پيشه و يار و غم گسار است و چون موسيقى مهيج است و حالات مختلف درونى را بر مىانگيزد بدين جهت مىفرمايد كه نى پردهى راز ما را پاره كرد و راز دل ما را آشكار ساخت . و نظير آن گفتهى سعدى است :
مطرب آهنگ بگردان كه دگر هيچ نماند * كه ازين پرده كه گفتى بدر افتد رازم
غزليات سعدى ، طهران ، فروغى ص 219
همچو نى زهرى و ترياقى كه ديد * همچو نى دمساز و مشتاقى كه ديد
ترياق : بكسر اول دوايى است مركب از اجزاء مختلف كه در معالجهى