تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
ذهن تا چيزى را محدود و مشخص نكند ادراك نتواند نمود و مطلق آنست كه تعين را به دو راه نباشد بدين مناسبت وجود مطلق را « فانى نما » خوانده است و شايد مقصود آن باشد كه وجود از فرط قرب و ظهور دور و مختفى است چنان كه هم مولانا گفته است :
مىرود بىروى پوش اين آفتاب * فرط نور اوست رويش را نقاب
مثنوى ، ج 3 ، ب 691 اين معنى را مولانا بمثالى از خاك و باد كه محرك خاك و خود ناپيداست نيز وصف كرده است . مثنوى ، ج 2 ، ب 1280 ببعد . بعضى از شارحان مثنوى « فانى نما » را بمعنى مظهر و موجد ماهيات و كثرات گرفته‌اند ولى گفته‌ى مولانا در دفتر دوم معنى اول را تاييد مىكند . براى اطلاع از عقيده‌ى صوفيه درباره‌ى وجود مطلق ، جع : فصوص الحكم طبع لبنان ، ص 68 تعليقات دكتر عفيفى ، ص 32 .
ما همه شيران ولى شير علم * حمله شان از باد باشد دم به دم
حمله شان پيدا و ناپيداست باد * آن كه ناپيداست هرگز كم مباد
شير علم : صورت شير كه بر دستارچه‌ى علم رسم مىكرده‌اند . آراستن پرده و انواع بافتنى به صور حيوانات كارى ديرينه و كهن است ، مسلم و احمد حنبل چند روايت نقل كرده‌اند كه عايشه پرده‌اى بر در خانه‌ى خود آويخته بود كه بر آن اسبان بالدار رسم كرده بودند ، از روايت ديگر بر مىآيد كه بر پرده و زير انداز و رو فرشى صورت مرغان و جانوران رسم مىكرده‌اند ، بنا بروايت ديگر خانه‌ى مروان بن الحكم در مدينه مصور بوده و بر ديوارهاى آن صورتهاى اشخاص نگاشته بودند . ( صحيح مسلم ، طبع مصر ، ج 6 ، ب 163 - 155 ،