حكيم سنايى نيز گفته است :
كعبه را جامه كردن از هوس است * ياى بيتى جمال كعبه بس است
سير العباد و بيت ظاهر ، كعبه و بلسان اشارت ، دل است كه آن را از ملاحظهى اغيار پاك بايد داشت ، لطايف الاشارات از ابو القاسم قشيرى ، نسخهى عكسى ، متعلق بنگارنده .
[ بيان حسد وزير ]
هر كسى كاو از حسد بينى كند * خويشتن بىگوش و بىبينى كند
بينى آن باشد كه او بويى برد * بوى او را جانب كويى برد
هر كه بويش نيست بىبينى بود * بوى آن بوى است كان دينى بود
بينى كردن : بكنايت ، تكبر كردن :
بىعز و نازنينى كى كرد ناز و بينى * هر كس كه كرد و اللَّه خامست و قلتبانست
ديوان ، ب 4624
دلا بكوى خرابات ناز تو نخرند * مكن تو بينى و ناموس تا جهان بينى
همان مأخذ ، ب 32619
ز آب تشنه گرفتست خشم مىبينى * گرسنه آمد و با نان همىكند بينى
همان مأخذ ، ب 32791
بينى كردن چه سود دارد * با آن كه دهان زنى چو گربش
همان مأخذ ، ب 36138 اين شواهد دليل است كه تعبير مذكور مركب است از « بينى » كه در تعبيرات مختلف مانند : بينى زدن و بينى بالا كشيدن و بينى به خاك ماليدن ، نمونهى خود بينى و غرور و كبر است و از « كند » ماضى مطلق از مصدر كردن نه