گر نه موشى دزد در انبار ماست * گندم اعمال چل ساله كجاست
ريزه ريزه صدق هر روزه چرا * جمع مىنايد در اين انبار ما
صدق : موافقت باطن است با ظاهر بدين صورت كه عمل و قول ، موافق باشد با حالت قلب و تفاوت آن با اخلاص از آن جهت است كه صدق نسبت عمل است به حق تعالى و اخلاص نسبت آن بخلق . رسالهى قشيريه ، طبع مصر ، ص 95 ، كشاف اصطلاحات الفنون در ذيل : صدق .
استدلال است بر غلبهى نفس و وجود هوى از طريق حاصل نشدن نتيجه و آثار عمل و عبادت ، و مبتنى است بر مقدمهاى كه در ابيات پيشين تمهيد فرموده است . وصف اعمال به « چل ساله » ازين نظر است كه چهل از اعدادى است كه در كثرت استعمال مىشود و مصداق آن درينگونه تعبير مراد نيست . نظير :
« جنيد گويد صادق اندر روزى چهل بار بگردد و مرائى چهل سال بر يك حال بماند » . ترجمهى رسالهى قشيريه ، انتشارات بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، ص 328 .
بس ستارهى آتش از آهن جهيد * و ان دل سوزيده پذرفت و كشيد
ليك در ظلمت يكى دزدى نهان * مىنهد انگشت بر استارگان
مىكشد استارگان را يك به يك * تا كه نفروزد چراغى از فلك
ستاره ، ستارهى آتش : اجزا و پارههاى خرد كه از آتش جهد ، جرقه .
سنگست و آهنست بتخليق ، كاف و نون * حراقهاى است كون و عدم در ، ستاره بار
ديوان ، ب 35173
كه ستارههاى آتش سوى سوخته گرايد * كه ز سوخته بيابد شررش نشان آتش
ديوان ، ب 13233