پنهان كرد . سبب پرسيدند . گفت : ترسيدم اجرت حمالى ديروز را از من مطالبه كند ! « 1 »
ايضا فيه : دزدى شبى خانه يكى را مىبرد و چيزها بدزديد . خواست بيرون رود ، عسسان در رسيدند . فورا اسباب را پشت در گذاشت و جارويى برداشت و پيش در را جاروب كردن گرفت . عسسان گفتند : چه شده در اين وقت جاروب مىكنى ؟ گفت :
عزيزى در اين خانه مرده پيش در را صفا مىدهم . گفتند : پس چرا هيچ بانگ نوحهء نيست ؟ گفت : آواز نوحه را بعد از زمانى خواهيد شنيد . « 2 »
رباعى شيخ احمد غزالى
چون چتر سنجرى رُخ بَختم سياه باد * با فقرا گر بود هوس ملك سنجرم
تا يافت جان من خبر ذوق نيم شب * صد ملك نيم روز به يك جو نمىخرم « 3 »
ظريفة
عربى در عقب امامى در صف اول نماز مىكرد . امام بعد از فاتحه خواند :
« أَ لَمْ نُهْلِكِ الْأَوَّلِينَ »
« 4 » عرب از صف اول خود را عقب كشيد به صف دوم . پس امام خواند :
« ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الْآخِرِينَ »
« 5 » عرب صف دوم را ترك كرد و به صف سوم رفت . امام خواند :
« كَذلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ . »
« 6 » عرب نماز را ترك كرده و گفت : يقين مقصود اين امام از خواندن اين آيات منم . « 7 »
لطيفه
ابو منصور از فقيه پرسيد كه : چون در صحرا به چشمه رسم و خواهم كه غسل كنم روى به كدام سمت كنم ؟ گفت : بهجانب جامهاى خود كه دزد نبرد ! و نيز يكى اقليدس را گفت :
جهد كنم تا ترا نيست كنم . گفت : من هم جهد كنم تا غضب ترا نيست گردانم . « 8 »
هامش
( 1 ) . انيس الادباء ص 150 .
( 2 ) . انيس الادباء ص 232 .
( 3 ) . انيس الادباء ص 254 ( حاشيه ) .
( 4 ) . سورهء مرسلات ( 77 ) ، آيه 16 .
( 5 ) . سورهء مرسلات ( 77 ) ، آيه 17 .
( 6 ) . سورهء مرسلات ( 77 ) ، آيهء 18 .
( 7 ) . انيس الادباء ، ص 258 ( حاشيه ) .
( 8 ) . انيس الادباء ، ص 58 .