اقليم بقا يكسر در زير نگينش * نُه چرخ بگردند همى طوع يمينش
چونان كه در انگشت يكى حلقه خاتم * از ضربت تيغش به درد صخره صمّا
تيرش نكند هيچ خطا از دل اعدا * رمحش « 1 » به وغا ، « 2 » پيلدمان بركند از جا
شِبل « 3 » اسد اللّه كه در عرصه هَيجا « 4 » * از هيبت او آب شود زَهره ضَيغم « 5 »
اى ملجأ جن و بشر اى شافع محشر * وى از تو به پا ، دين خدا شرع پيمبر
تا صبح منوّر بود و شام مكدّر * اعداى ترا نكبت و ادبار مقرّر
احباب ترا دولت و اقبال مسلّم
اشعار متفرقه
دل آينه صورت غيبى است و ليكن * شرط است كه بر آينه زنگار نباشد
« آفرينش »
گر تو انكار نظر در آفرينش مىكنى * من همى گويم كه چشم از بهر اين كار آمده
« عربيه »
إذا أنت أكرمت الكريم ملكته * و إن أنت أكرمت اللّئيم تمرّدا
« عشق »
اگر آنكه شور عشقت بهجان و سر نباشد * ز مقام آدميت دگرت خبر نباشد
چه وجود نقش ديوار و چه آدمى كه با او * سخنى ز عشق گويند و در او اثر نباشد
هله فكر راهبر كن ، دل خويش را خبر كن * كه دل آگهى نيابد چو كه راهبر نباشد
« اينجا و آنجا »
حرف اغيار دغا « 6 » در حق ياران مشنو * آشنايان مگذار از پى بيگانه مرو
سوى گلزار خرامان شو و با گل بنشين * بلبلى ، جغد نئى جانب ويرانه مرو
هست معشوق تو در خانهات اندر طلبش * بىسبب هر دم از اين خانه به آن خانه مرو
* * *
هامش
( 1 ) . رمح : نيزه .
( 2 ) . وغا : شهور و غوغا در جنگ .
( 3 ) . شبل : بچه شير وقتى شكار كند .
( 4 ) . هيجاء : جنگ ، كارزار
( 5 ) . ضيغم : شير درنده .
( 6 ) . دغا : دغل ، نادرست .