مقابل آنكه گشت با او به رزم * شكسته بود و كشته بر پشت زين
ز صوت صولتش تو گو بر مثل * « فَأَصْبَحُوا فِي دارِهِمْ جاثِمِينَ » * « 1 »
عدو بدار هزار ، ور صد هزار * « هُنالِكَ وَ انْقَلَبُوا صاغِرِينَ » « 2 »
كسىكه كين او بُدش در كمون * نبوده جز كه دوزخش در كمين « وَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ » * « 3 » * اللهنا « أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ » * « 4 »
ز علم او نشانه بحر محيط * ز حلم او نمونه كوه رزين
حقايقش بر اهل حق منكشف * مَحامدش بر اهل دين مستبين
جهاد اكبرش ز اصغر فزون * كه نفس از او گشت دليل و مهين
فتاد جبريل به درياى نيل * نداشت چونكه مرشدى بىقرين
چو گشت مرتضايش آموزگار * به وحى و تنزيل حق آمد امين
بر اين اميدم كه نمانم خجل * به مجمع مقرّبين يوم دين
عمل نَبد ، به دادهايت سبب * مرا مگر كه گشت لطف معين « وَ رَبُّنَا الرَّحْمنُ الْمُسْتَعانُ » « 5 » * ارحم « وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ » * « 6 »
ز خلق و حق ، درود بىحدّ و حصر * به احمد و به آل او اجمعين
به يك هزار و سيصد و شانزده * نوشتم اين قصيدهى دلنشين
در تهنيت ولادت باسعادت ولى عصر - ارواحنا فداه -
جهان ز بهجت ، امروز باغ رضوان شد * فضاى گيتى از خرّمى گلستان شد
كدام غنچه نورس به فرخى بشكفت ؟ * كه باز گلشن هستى ، ز وَجد خندان شد
گرفت جمله آفاق جلوه اشراق * مگر ز جِيب عيان ؛ دست پور عمران شد ؟
جمال أشرقت الأرض از زمين پيداست * مگر ز غيب عيان نور پاك يزدان شد ؟ !
هماره پرتو افلاك تافتى بر خاك * زمين تيره از اين ره رهين احسان شد
شگفت اينكه مهمى از زمين درخشان گشت * كه از طلوعش در عرش نور باران شد
هامش
( 1 ) . سورهء اعراف ( 7 ) ، آيه 78 و 91 و سورهء عنكبوت ( 29 ) ، آيه 37 .
( 2 ) . سورهء اعراف ( 7 ) ، آيه 119 .
( 3 ) . سورهء اعراف ( 7 ) ، آيه 30 و سورهء زخرف ( 43 ) ، آيه 37 .
( 4 ) . سورهء انعام ( 6 ) ، آيه 117 و سورهء نحل ( 16 ) ، آيه 125 و سورهء قصص ( 28 ) ، آيه 56 و سورهء قلم ( 68 ) ، آيه 7 .
( 5 ) . سورهء انبياء ( 21 ) ، آيه 112 .
( 6 ) . سورهء اعراف ( 7 ) ، آيه 151 و سورهء انبياء ( 21 ) ، آيه 83 .