تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
قبر حسين بن على عليه السّلام راهنمايى مىكرد . وقتى شيرى با او روبرو شد و على بن عاصم از او فرار نكرد . نظر كرد ديد قطعه نئى در پايش فرو رفته . نى را از پاى شير بيرون آورد به فشار و يك قطعه از عمامه‌اش را بر زخم پاى شير بست . تمام زوار از ترس شير فرار كردند مگر ابن عاصم . سيد ابن طاووس ، - طاب ثراه - فرمود : با اهل بيت مجاور نجف اشرف بوديم . شبى بعضى از كنيزان و عيالم آمدند نزد من و گفتند : حصير سر حمام پيچيده مىشود و باز مىشود و ترسناك بودند و مىگفتند : كسىكه اين كار را مىكند ما نديديم . من رفتم درب سر حمام و گفتم : سلام عليكم از شما به ما رسيده حركاتى كه مىكنيد و حال اينكه ما همسايه مولا على و اولاد او و مهمان اوييم . شما با ما خوش‌رفتارى نمىكنيد و ما را مكدر داريد . اگر ترك ننماييد رفتار خود را ، شكايت شما را به على عليه السّلام مىكنيم . مىفرمايد : پس از گفتار من ترك كردند حركات خود را . و باز مىفرمايد سيد عليه الرحمه : دختر من حافظه كاتبه به من خبر داد كه سلامى مىشنود از كسىكه او را نمىبيند . رفتم در همان مكان كه دخترم مىگفت . ايستادم و گفتم : السلام عليكم اى روحانيون ! دختر من اشرف الاشراف به من خبر داده كه متعرض او مىشويد به سلام كردن بر او و اين انعام را مكرر نموده‌ايد . مىترسم بعضى از عيالات ما از شما متنفر شوند . خواهش مىكنم متعرض ما نشويد به چيزى از كارهاى كدورت آور و با ما رفتار خوش كنيد . از آن پس ديگر متعرض احدى از ما نشدند . در تأييد اين موضوع راجع به اطاعت موجودات از مؤمن مخلص در عدة الداعى دو روايت نقل شده كه يكى از آن‌ها را در جلد اول يادآور شديم . راجع به شيرى كه در وسط جاده بود و امام صادق عليه السّلام گوش او را گرفتند و به كنار كشيدند و فرمودند : هرگاه مردم اطاعت كنند خدا را چنان‌كه حق اطاعت است ، بايد بارهاى خود را بار اين گونه حيوانات نمايند . روايت ديگر راجع به جويريه مسهر عبديست كه همراه بود با وجود مقدس على عليه السّلام . ديد در وسط جاده نره شيرى خوابيده و مادر او با بچه‌هايش هم پشت سر شيرند . عنان اسب خود را كشيد كه برگردد . مولى عليه السّلام فرمود : يا جويريه ! بيا اين حيوان ، سگ خداست . هيچ حيوانى نيست مگر اينكه ناصيه او به‌دست خداست و شر او را دفع نمىكند مگر خداوند .