تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣
بالقوّه در سريرهء تو قرار داده ؛ به ظهور نياوردى و اين گنج نهانى را بيرون نياوردى ؛ از بهائم پست‌تر و خوارتر خواهى بود ؛ اولئك كالانعام بل هم أضلّ « 1 » زيرا آنچه به بهائم نداده به تو عنايت فرموده لكن از جهل تلف نمودى . شعر :
بشناس قدر خويش كه پاكيزه‌تر ز تو * دُرى نداد پرورش اين آبگون صدف عمر تو گنج هر نفس از وى يكى گهر * گنجى چنين لطيف مكن رايگان تلف

اشعار فيض ( ره )

گمان مبر كه تو را آفريد حق ، باطل * گمان مدار ترا ساخت ، كردگار عبث تو آمدى به جهان تا روى بر جانان * بكوش تا برسى ، خويش را مدار عبث تو جان هر دو جهانى و مقصد ايجاد * عزيز من چه كنى خويش را تو خوار عبث تو خويش را مفروش اى پسر چنين ارزان * كه بهر جنّتى و مىروى به نار عبث گرانبها و عزيز الوجود ، بىبَدَلى ، * نه چنين سبك و بىبها و خوار عبث
أيضا منه قدّس سرّه :
مرغ روحم كه طائر قدس است * زين قفس گر رها شود چه شود ؟ چون حجاب من از من است اگر * اين من از من جدا شود چه شود ؟ اين سبو بشكند در اين دريا * بحر بىمنتها شود چه شود ؟

أيضا منه قدّس سرّه

هر كه او از دو كون ، بيگانه است * در ره دوست آشناى من است هست با من كسى هميشه كز او * تار و پود من و بقاى من است خوبى من همه ز خوبى اوست * ور بدى هست مقتضاى من است من اگر هستم ، اوست هستى من * ور شوم نيست او به‌جاى من است
في « جامع الاخبار » قال أمير المؤمنين عليه السّلام : علامات المؤمن أربعة أكله كأكل المرضى و نومه كنوم الغرقى و بكائه كبكاء الثّكلى و قعوده كقعود الواثب . « 2 » و در نسخهء به‌جاى « الواثب » ، « البوّاب » مىباشد .
هامش
( 1 ) . سورهء اعراف ( 7 ) ، آيهء 179 . ( 2 ) . « جامع الاخبار » ص 84 .