اللّه اللّه ربّى لا أشرك به احدا الّلهمّ أنت لها و لكلّ عظيمة ففرّجها عنّى . اگر براى درد خواندى دست خود را در موقع خواندن به محلّ درد بگذار .
أيضا من كلام بعض الحكماء
مىگويند : اگر مىخواهى بدانى ارزش مال دنيا را ، نظر نما ببين نزد چه كسانى مىباشد يعنى صاحبان مال نيز مانند مال دنيا نزد خدا ، پست و بىقدرند مگر آنهائى كه بهوظيفه عمل كنند .
و نيز گفتهاند : سزاوار است براى مرد عاقل و فاضل كه اجتناب و دورى كند از مجلسى كه در او سه چيز باشد : اوّل شوخى ، دوم صحبت زنان و ذكر آنها ، سوم سخن گفتن در غذاها و خوردنىها . خلاصه اينكه در اينگونه مجالس تضييع وقت انسان مىشود مسلّما .
از بعضى از عارفين پرسيدند : علامت عارف چيست ؟ جواب داد اينكه سستى نكند از ذكر حق ، ملول و خسته نشود از اداى حقّ و انس به غير حق نگيرد .
ايضا گفت : عجب نيست دوستى من با حق ، زيرا من بندهء فقير اويم ليكن عجب از حبّ اوست به من و حال آنكه او سلطان قادرى است . پرسيدند : به چه چيز بنده به اعلا درجات قرب به حق مىرسد ؟ فرمود : به سه چيز : كورى ، كرى ، گنگى . يعنى كور باشد از نظر انداختن به چيزهائى كه نهى شده و لال باشد از سخنانى كه منع شده و كر باشد از شنيدن صداها و سخنان منهىّ شرع .
و فى الحديث انّ النّبى صلّى اللّه عليه و آله يتصاغر للحسنين عليهما السّلام . ترجمه : در حديث است پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در مقابل دو نور ديدگانش حسنين عليهما السّلام حالت بچّگى بهوجود مقدسش مىگرفت و به زبان اطفال با آنها سخن مىفرمود .
وقتى جناب امام حسين عليه السّلام خرماى صدقه در دهان مبارك گذاشت جدّش مىفرمود :
كخكخ يا حسين تا اينكه حسين عليه السّلام از دهان مباركش بيرون انداخت . و پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به دو دست و دو پا راه مىرفت و حسنين به دوش مباركش سوار بودند مثل هيئت شتر سوار به آنها مىفرمود : خوب شترى است شتر شما .
و در خبر ديگر است كه آن حضرت امر مىفرمود آنها را به كشتى گرفتن . روزى در موقع كشتى گرفتن آن دو آقازاده تشجيع مىفرمود حسن را و مىفرمود بينداز حسين را