على به سينهء خود چسبانيد و به خانه برگشت ، چون صبح شد ديد كه لوح سبزى است در آن نوشته شده است :
خصّصتما بالولد الزّكىّ * و الطّاهر المنتجب الرّضىّ
فاسمه من شامخ علىّ * علىّ اشتقّ من العلىّ
يعنى : اى ابو طالب و فاطمه مخصوص گرديديد شما به فرزند طاهر پاكيزه و پسنديده ، پس نام بزرگوار او على است ، و خداوند علىّ اعلى نام او را از نام خود اشتقاق كرده است .
پس ابو طالب آن حضرت را على نام كرد و آن لوح را در زاويهء راست كعبه آويخت و همچنان آويخته بود تا زمان هشام بن عبد الملك كه آن را فرود آورد و بعد از آن ناپيدا شد .
و اخبار در باب ولادت آنحضرت و كيفيت آن بسيار است و مقام را گنجايش بيش از اين نيست ، اين فضيلت از خصايص آن حضرت است ؛ چه اشرف بقاع حرم ، مكّه است ، و اشرف مواضع حرم ، مسجد است ، و اشرف موضع آن ، كعبه است ، و احدى غير از امير المؤمنين عليه السّلام در چنين مكانى متولّد نشده است بخصوص در روز جمعه سيّد ايام و شهر حرام .
هذه من علاه احدى المعالى * و على هذه فقس ما سواها « 1 »
روزى كه على به كعبه آمد به وجود * از بهر على خدا در از كعبه گشود
در بسته بداد خانهء خود به على * يعنى كه على است خانهزاد معبود
* * *
در مرتبهء على نه چون است و نه چند * در خانهء حق زاد به جانش سوگند
هر لا ولدى كه خانهزادى دارد * شك نيست كه خواندش بهجاى فرزند
* * *
اى علم ملت و نفس رسول * حلقهكش علم تو گوش عقول
اى به تو مختوم كتاب وجود * اى به تو مرجوع حساب وجود
نافهكش نافهء تو مشك ناب * جزيه ده سايهء تو آفتاب
* * *
اى آنكه نظام عالمى از تو به پا است * در خيل ملك ذات تو انگشتنما است
هامش
( 1 ) - « منتهى الآمال » 1 / 311 - 314 ، انتشارات مؤمنين ، قم .