من با خود گفتم : خوب است جواب او را قربة الى اللّه بدهم ، من گفتم يا مولانا از كجا معلوم گشته ابوطالب ايمان نداشته ؟
گفت : اگر ايمان داشت چرا اظهار نكرد ؟
گفتم : اگر اظهار مىكرد پيغمبر صلى الله عليه و آله بىناصر مىماند .
پس وزير ساكت شد و جوابى نگفت الّا آنكه مواجب مرا قطع كرد ، من هم مدائحى كه براى اوگفته بودم مسوّدههاى آن را پيدا كردم و به آب شستم و محو كردم . « 1 »
تمام شد اين رساله مباركه در روز دوازدهم ربيع الاوّل سنه 1332 كه موافق بعضى اقوال روز ولادت با سعادت حضرت خاتم النبييّن - صلوات الله عليه و آله - بوده ، و هم در اين روز شريف آن حضرت صلى الله عليه و آله به مدينه معظّمه ورود فرموده . كتبه بينماه الوازرة ، عبّاس القمى عفى عنه ، و الحمدلله اولًا و آخراً و صلى الله على محمّد و آله الطاهرين
يا رَبِّ فَاحْشُرَنَّني فِي الآخِرَة * مَعَ النَبِيّ وَ الْعِتْرَةِ الطّاهِرَة
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 35 ، ص 135 .