براى او از مردم بيعت گرفت ، و از جمله كلمات آن حضرت است كه در آن روز فرمود : « مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ ، اللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ » « 1 » و اين حديث شريف را شيعه و سنّى به تفصيل نقل كردهاند ، بلكه كتابها در اين خصوص نوشتهاند ، بلكه بيستوهشت مجلّد و زيادتر در طرق اين حديث نوشته شده ؛ و اين احقر نيز كتابى در خصوص اين حديث نوشتهام موسوم به فيض القدير فيما يتعلّق بحديث الغدير « 2 » .
دوم : خبر منزلت است كه شيعه و سنّى روايات كثيرهء معتبره نقل كردهاند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله به اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : « انْتَ مِنّي بِمَنْزَلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسى الّا انَّهُ لانَبِيَّ بَعْدي » يعنى تو نسبت به من به منزله هارون مىباشى از موسى ، مگر آنكه پيغمبرى نيست بعد از من . پس ثابت كرد براى اميرالمؤمنين عليه السلام مراتب هارون را از وزارت و خلافت و شركت او با موسى در همه امورات مگر آنچه نبوّت را از اميرالمؤمنين استثنا كرد .
سوم : حديث تسليم بر آن حضرت است به « امْرَةُ المُؤْمِنينَ » ، كه « بُرَيْده » روايت كرده كه رسول خدا صلى الله عليه و آله امر كرد ما را كه سلام كنيد بر اميرالمؤمنين به « امرة المؤمنين » ، يعنى بگوئيم « السَّلامُ عَلَيْكَ يا اميرَ الْمُؤْمِنينَ » ، و اين اسم مخصوص آن حضرت است كه از آسمان براى آن حضرت آمده ، و هر كه غير آن حضرت به اين اسم ناميده شده و راضى به آن شده منكوح بوده ، و اگر نبوده مبتلا مىشده ، و به همين معنى تفسير شده قوله تعالى
« إِنْ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا إِناثاً »
« 3 »
هامش
( 1 ) ( . ترجمه : هر كس من مولا و سرپرست او هستم على هم مولا و سرپرست اوست ، بار خدايا دوستى كن با كسىكه با او دوستى كند و دشمنى كن با كسى كه با او دشمنى كند و يارى كن آن را كه او را يارى رساند و خوار ساز و واگذار كسى را كه او را واگذارد . )
( 2 ) ( . اين كتاب اخيراً چاپ و منتشر شده است . )
( 3 ) ( . سوره نساء ، آيه 117 . )