از ايشان را به بليّهاى ؛ چنانكه « نوح » را به طوفان و « ابراهيم » را به آتش « نمرود » ، و « يونس » را مسجون نمود در شكم من در همين دريا در « ظلمات ثلاث » « 153 » ، و من مأمور شدم به آنكه او را صحيح و سالم نگاه دارم . و « يونس » ، در بطن من ، مشغول بود به تسبيح و تهليل ، و مىگفت :
لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ
« 154 » . پس بعد از آن ، خداوند توبهء او را قبول و دعوت او را استجابت فرمود ؛ چنانكه فرمود :
فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ
« 155 » ؛ و من مأمور شدم به آنكه او را در جزيره انداختم » . بعد از استماع اين فقرات از ماهى ، « عبد اللّه » تصديق نمود . باز ، آن حضرت چشم او را بستند و باز كردند ؛ ديد در خدمت آن حضرت نشسته و اثرى از آن دريا نيست .
و از اين حديث نيز اهل ولايت ، استشمام روايح جلالت و عظمت شأن حضرت خاتم الانبياء و حضرات اهل بيت اطهار آن حضرت را نسبت به حضرات انبيا و رسل مىنمايند ؛ و واضح مىگردد كه امر به اقتداى به انبياء مر ايشان را ، به جهت تعليم امّت و تحريص و ترغيب آنها بر مسلك اقتداء است و بس ، كه اعظم و اقوم طرق الهيّه است ؛ چنانكه حضرت صادق عليه السّلام مىفرمايد :
« نزول « كلام اللّه » بر حضرت رسول ، به طريق « ايّاك اعنى و اسمعى يا جارتى » « 156 » است » كه در مخاطبات كلام « عرب » ، معنى اين مثال ، متعارف است .
هامش
( 153 ) - سه تاريكى : عبارت « ظلمات ثلاث » ، مأخوذ از آيهء ششم از سورهء « زمر » است ؛ و در آن آيه ، مقصود از سه تاريكى ، تاريكى مشيمه و رحم و شكم مادر است ؛ امّا در اينجا مراد ، تاريكى شب و تاريكى عمق دريا و تاريكى شكم ماهى است كه حضرت « يونس » در آن زندانى بود .
( 154 ) - خدايى جز تو نيست ، منزّهى تو ( اى پروردگار جهان ) ، همانا كه من از ستمكارانم : سورهء 21 آيهء 87
( 155 ) - پس اجابتش كرديم و از غم نجاتش داديم و اينچنين ، مؤمنان را نجات مىبخشيم : سورهء 21 آيهء 88
( 156 ) - « ايّاك اعنى و اسمعى يا جاره : مصراعى از شعرى از « سهل بن مالك الفزارىّ » است كه از جمله -