« از درِ نَفْس تا به كعبهء دل * عاشقان را هزار و يك منزل » « 62 »
و فلاسفه كه متّكى بر عقل ناقص قاصر خودند ، به تنهائى در اين راه رفتند و در ضلالت و ورطهء شبهات افتادند و جان و ايمان به باد هوا دادند ؛ و طوايف « دهرىّ » و « طبايعى » و « براهمه » و « ملاحده » و « اهل تشبيه » و « تعطيل » و « اباحيّه » و سائر اهل هوا و بدع كه بدون اقتدا به مقتداى كامل در راه خداوند حركت كردند ، هريك در عقبه و شبهتى و آفتى افتادند و هلاك شدند و از حقّ تعالى خبرى نيافتند . و صاحبان سعادت و هدايت كه در پناه صاحبان نبوّت و ولايت در اين راه رفتهاند ، بر مزلّات و شبهات هريك برخورد كردهاند و دانستند كه هريك ، از كدام شبهه و مزلّه راه دوزخ را پيموده و ايشان خود ، از بركت آن بزرگواران ، از اين مزلّات نجات يافته ، به سرمنزل امنوامان رسيدهاند .
وجه پنجم آنكه : سالكان سبيل خداوند را امتحان و ابتلاى گوناگون - كه سراسر اين راه ، پر است از آن - باعث وقفات و فترات مىگردد ، كه :
الم * أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ
« 63 » ؛ مادام كه اقتدا به صاحب ولايتى با تصرّف و قدرت نباشد كه سالك را از سستى و وقفه بازدارد و گرمى صدق و طلب در او زياد نمايد و به عبارات و اشارات لطيفه شوق او را قوى گرداند ، چگونه تواند اين راه را به كمال طىّ نمايد ؟ ! چنانكه حقّ - جلّ و علا - مىفرمايد :
وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ
« 64 » .
وجه ششم آنكه : در راه حقّ - جلّ و علا - بندهء سالك را علل و امراض
هامش
( 62 ) - از در چشم تا . . . « حديقة الحقيقة » : 340
( 63 ) - به منهج حاضر ، صفحهء 326 رجوع شود .
( 64 ) - به باب حاضر ، صفحهء 617 سطر 12 رجوع شود .