گردد بر مبتديان در سلوك سبيل الهى ، و دست از طريقهء اقتدا بر بزرگان برندارند :
وجه اوّل آنكه : اگرچه تخم سعادت و هدايت ، بذرى است كه حقّ - جلّ و علا - در فطرت بنىآدم از روز اوّل كشته ، كه : « كلّ مولود يولد على الفطرة - اى : فطرة التّوحيد - لكن ابواه يهوّدانه و ينصّرانه » « 52 » ، و ليكن در پرورش و تربيت اين تخم ، باغبان ازلى ، به نيابت و خلافت خود ، خلفاء انبياء و اوصياء گماشته ، تا به تربيت ايشان ، اين تخم ، به كمال شجرهء ثمر خود برسد ، كه :
وَ إِنَّكَ لَتَهْدِي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
« 53 » .
« چون خدا هرگز نيايد در عيان * نايبِ حَقّند اين پيغمبران
نى غلط گفتم كه نايب با مَنوب * گر دو پندارى ، قَبيح آيد نه خوب » « 54 »
وجه دوم آنكه : راه ظاهر را به كعبهء صورت ، بىدليلى راهبر رهشناس نمىتوان رفت ، باآنكه روندهء اين راه ، هم ديدهء راهبين دارد ، هم قوّت قدم ، هم راه ظاهر است ، هم مسافت معيّن ؛ در راه حقيقت ، امر بر خلاف اين است ؛ راه پنهان ، كه يكصد و بيست و چهار هزار انبيا و رسل ، در اين راه قدم زدند و يك جاى قدم معلوم نيست و راهرونده ، نابينا كه :
وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ
« 55 » ، و بىقوّت و بىدانش ، كه :
إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا
« 56 » .
جائى كه با حضرت خواجهء كائنات - در بدايت حال - خطاب الهى مىشود كه :
ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ
هامش
( 52 ) - به منهج حاضر ، صفحهء 114 سطر 10 و نيز منهج اوّل ، صفحهء 480 سطر 13 رجوع شود .
( 53 ) - به باب حاضر ، صفحهء 617 سطر 10 رجوع شود .
( 54 ) - « مثنوى معنوى » : دفتر اوّل : 16
( 55 ) - به منهج حاضر ، صفحهء 23 رجوع شود .
( 56 ) - به منهج اوّل ، صفحهء 319 و 320 رجوع شود .