مجتبى را نوشتهاند كه با « معاويه » اشارت آيهء مذكور را فرمود : و اللّه اعلم .
[ و رابع : معرفت اجماع است . . . ] بر خطأ ؛ پس طريق احتياط ، اخذ كردن « مجمع عليه » « 52 » و ترك كردن « مختلف فيه » « 53 » است ؛ بايد معرفت اجماع را حاصل نمايد كه چه اجماع حجّت است ؟ و الّا اجماع امّت بعد از فوت حضرت رسول ص ، بر پرستش گوسالهء سامرىّ اين امّت شد كه خليفهء اوّلى است .
پس اجماعى حجّت است كه وجود معصوم ، در آن داخل باشد ، و ضروريّات دين و مذهب را به اجماع مىتوان يافت .
خامس : اطّلاع يافتن بر اصول مجمع عليه و اصول مختلف فيه در مسائل است ؛ يعنى محض علم به اجماع در يك مسئله ، كافى نيست ، بلكه سند صحيح آن مسئله را از « كتاب » و سنّت بايد مطّلع باشد ، تا بر بصيرت و اطمينان عمل نمايد در اجماع و اختلاف .
سادس : حسن اختيار است در اقوال به طريق ترجيح ، تا تواند قول صحيح معصوم را از [ غير ] آن اختيار نمايد ، در وقتى كه در مسألهء واحد ، احاديث و احكام مختلفه وارد باشد ، بنا بر تقيّه و غيره .
سابع : عمل صالح است ؛ زيرا كه عمل صالح ، باعث صعود و ارتقاء نفس انسانى است از مضيق ظلمات طبع به اوج انوار قلب و روح ؛ كما قال اللّه تعالى :
إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ
« 54 » ؛ و مادام كه نفس انسانى ، مصفّى نگردد و به مرتبهء قلب مرتقى نشود ، صاحب علم حقيقى كه
هامش
( 52 ) - آنچه كه همگان بر آن متّفق باشند .
( 53 ) - آنچه كه مورد اختلاف باشد .
( 54 ) - به منهج اوّل ، صفحهء 125 و 192 رجوع شود .