هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لكِنْ لا يَشْعُرُونَ
« 33 » ؛ يعنى فساد در ميان مؤمنين و خلايق ، از افعال منافقين است ، و شعور و اطّلاع بر آن ندارند ، يا كتمان مىكنند و خود را مصلح مىشمارند . و نيز در حقّ ايشان است :
وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَما آمَنَ النَّاسُ قالُوا أَ نُؤْمِنُ كَما آمَنَ السُّفَهاءُ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ وَ لكِنْ لا يَعْلَمُونَ
« 34 » ؛ يعنى ايمان مؤمنين را سفاهت مىشمارند ، و نمىدانند كه سفاهت كه كمخردى است خود دارند كه ايمان قلبى نياوردهاند . و نيز در حقّ ايشان است :
وَ إِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا إِلى شَياطِينِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ * اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ يَمُدُّهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ
« 35 » ؛ يعنى هرگاه برمىخورند به « سلمان » و « ابى ذرّ » و « مقداد » و « عمّار » كه صاحبان حقيقت ايمان ، و كبار اصحاب رسول اللّه ص اند ، اظهار مىنمايند ايمان را ، و هرگاه خلوت مىنمايند با شياطين خود يعنى منافقين مشاركين ايشان ، در انكار حضرت رسول ص مىگويند : « ما با شماييم در دين و اعتقاد چنانكه بوديم ، و استهزاء مىكنيم حضرات مؤمنين را ! » . حقّ تعالى جزاء مىدهد ايشان را جزاء مستهزئين ، و مهلت مىدهد ايشان را به رفق و مدارا ، و دعوت به توبه در طغيانشان ، در حالى كه كوردل و حيرانند . و نيز در حقّ منافقين فرموده :
أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ وَ ما
هامش
( 33 ) - و چون به ايشان گفته شود : در زمين فساد مكنيد ! گويند : ما مصلحانيم ! هان ! آگاه باشيد كه اينان خود ، فسادكارانند امّا ( به اين حقيقت ) توجّه ندارند : سورهء 2 آيهء 11 و 12
( 34 ) - و چون به ايشان گفته شود : چنانكه مردم ايمان آوردهاند شما نيز ايمان آريد ! گويند : آيا ما همچون سفيهان نادان ايمان آوريم ؟ هان ! آگاه باشيد كه اينان خود سفيهانند امّا نمىدانند : سورهء 2 آيهء 13
( 35 ) - و چون با اهل ايمان برخورند ، گويند : ايمان آورديم ! و چون با ياران شيطانصفت خود خلوت كنند ، گويند : ما با شماييم ، ما فقط ( اهل ايمان را ) مسخره مىكنيم . خدا آنان ( آن منافقان تبهكار ) را ريشخند مىكند ، و به طغيانشان مىكشاند تا كوردل بمانند : سورهء 2 آيهء 14 و 15