آخرت و شرّ بر خير ، به سبب عدم معرفت آخرت و خيرات آنكه چون طلاى باقى است ، و عدم علم به حقيقت دنيا و شرور آنكه چون خزف فانى است ؛ و به سبب عدم عقل ، ترجيح مىدهد خزف فانى را بر طلاى باقى ؛ و حالآنكه عاقل ، ترجيح نمىدهد طلاى فانى را بر خزف باقى ، كه :
وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ وَ أَبْقى
« 27 » . شانزدهم : حرص و سرعت در سخنچينى به سبب ميل به فساد فيما بين مؤمنين كه ثمرهء عداوت با ايشان است . هفدهم : محبّت لهو و لعب و امور بىفايده است به سبب غفلت از فوائد و منافع اعمال اخرويّه از طاعات و غيره .
هيجدهم : معاونت اهل فسق و ظلم كه تجاوز مىنمايند از احكام الهى به سبب جهل به حقّ تعالى و فوائد احكام ، و ضرر مخالفت او به معاونت اهل ظلم كه منتهى عنه است ، كه :
وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ
« 28 » . نوزدهم :
تخلّف از خيرات و بغض اهل آن به سبب جهل به خير و شرّ كه از خصال عقل و جهلند ؛ پس منافق ، به جهل خود ، طالب شرور دنيا ، و تارك خيرات اخرويّه است با عداوت داشتن به اهل آن به سبب عدم مناسبت با ايشان . علامت بيستم :
نيكو شمردن فعل بد خود ، و قبيح دانستن فعل نيك ديگران به سبب جهل تميز حسن و قبيح كه از لوازم عقل است ؛ لهذا تميز حسن از قبيح نتواند نمود .
و مىفرمايد : امثال اين علامات از براى منافق ، بسيار است ؛ يعنى خصال ذميمهء او ، محصور و معدود نيست ؛ زيرا كه تمام صفات حسنه و خصال محموده ، لازم عقل و نور قلب است ، و جميع اخلاق ذميمه و اعمال سيّئه ، از لوازم جهل و ظلمت قلب است ؛ پس منافق ، به سبب ظلمت قلب و جهل ، حاوى است آنها را .
هامش
( 27 ) - . . . و آنچه نزد خداست نيكوتر و پايندهتر است : سورهء 28 آيهء 60
( 28 ) - . . . و به گناه و ستمكارى كمك مكنيد . . . : سورهء 5 آيهء 2