وَ طَعاماً ذا غُصَّةٍ وَ عَذاباً أَلِيماً
« 29 » تا حذر نمايند از صرف عمر در معاصى و مخالفت پروردگار به طلب مشتهيات نفسانيّهء خود ، تا به فلاح و رستگارى ابدى و اصل گردند .
پس مقصود از موعظه ، اصلاح احوال خلايق و تكميل نفوس و هشيار كردن ايشان است بر مبدأ و معاد انسانى ، تا به واسطهء سلوك در طريق الهى ، به كمالات انسانيّه و درجات قرب حقّ تعالى فايز گردند . و هشيار كردن اهل غفلت ، و ايقاظ « 30 » نائمين در بستر ضلالت و جهالت ، ممكن نيست مگر از كسى كه خود هشيار و بيدار باشد ؛ زيرا كه :
* خفته را خفته كى كند بيدار * « 31 »
. و علامت واعظ متيقّظ متّعظ ، تطابق قول است با صدق ، و فعل با اخلاص ؛ چنان كه حضرت امام ص مىفرمايد : نيكوترين مواعظ ، آن است كه تجاوز نكند قول حدّ صدق را ، و فعل حدّ اخلاص را ؛ زيرا كه مثل واعظ و متّعظ ، مثل يقظان و راقد « 32 » است ؛ يعنى اگر لسان با قلب در صدق ، و فعل با نيّت در اخلاص موافق آمد ، دليل بر بيدارى واعظ ، و شايستگى اوست بر بيدارى و تنبيه غافلين ، و الّا قول بدون صدق ، و فعل بدون اخلاص ، دليل است بر نفاق و رياء و غفلت واعظ از حقّ تعالى و دين او ؛ پس نائم است و نائم ديگر را بيدار نتواند نمود .
پس مىفرمايد كه : كسى كه بيدار شد از خواب و غفلت و مخالفت و
هامش
- بسيار سخت و دردناك است : سورهء 15 آيهء 49 و 50
( 29 ) - البتّه نزد ما ( غل و زنجير ) عذاب و آتش دوزخ براى كيفر تبهكاران مهيّاست و طعامى سخت غصّهآور ( كه از فرط غصّه گلوگير ايشان گردد ) و عذاب دردناك براى آنها آماده است : سورهء 73 آيهء 12 و 13
( 30 ) - بيدار كردن
( 31 ) -عالمت غافل است و تو غافل * خفته را خفته كى كند بيدار :« ديوان سنائى غزنوى » : 202
( 32 ) - خفته