( 52 ) - به افلاطون حكيم گفتند : پسرت عاشق شده ، وى پاسخ داد :
اكنون در انسانيت بكمال رسيده .
( 53 ) - غرض از خورد و خوراك سلامتى است نه لذت بردن ، كه غذاها بمانند دواها هستند ، براى آن آفريده شدهاند كه داروهائى براى حفظ سلامت باشند و درد گرسنگى را بر طرف كنند و از مرض جلوگيرند ، غرض آنكه مسئلهء غذا را در نظرش كوچك نمايند و تحقير كنند .
( 54 ) - تا براى رنگ و مزاج و هوش و روزى او سودمند افتد .
( 55 ) - همانا دلبستن به زر و سيم از زهرهاى مهلك است .
( 56 ) - آنان زندهاند و در پيشگاه پروردگارشان روزى ميخورند و به آنچه خداوند از راه فضل و كرمش به آنها داده شادمان هستند .
( 57 ) - براى افراد خالص از قصدكنندگان آنها .
( 58 ) - صداهاى خود را از صداهاى پيامبر ( ص ) بلندتر نكنيد .
( 59 ) - آيا دوست نداريد كه در راه ما ترسى بشما برسد ؟
( 60 ) - و بعد : پس بدان اى طالب رسيدن به خانهء خدا .
( 61 ) - و شك و ترديدى نيست كه براى طالب هر خانهاى آداب و رسومى است .
( 62 ) - معرفت خدا و رسيدن به درجهء دوستى و انس با اوست و حصول اين دو امر امكان ندارد مگر با تصفيهء دل .
( 63 ) - خوددارى از تمايلات و شهوات و بريدن از دنياى پست و افكندن نفس در سختيهاى از عبادات ظاهرى و باطنى .
( 64 ) - انفاق مال بسيار ، و بريدن از اهل و اولاد و وطن ، و همدم بودن با افراد شرير ، و پيمودن منزلها و راههاى دور ، همراه با گرفتارى به عطش و گرماى شديد در بعضى اوقات ، و دچار شدن باعمال غير مأنوس كه بر طبع انسان گران است مانند رمى جمره ، و طواف و سعى بين صفا و مروه و غير اينها .
( 65 ) - به ديدن دستههاى مختلف خلق و اجتماع بسيارى از مردم در
تذكرة المتقين ( فارسى ) — صفحة 219
مساهمون: الشيخ محمد البهاري الهمداني
ص٢١٩