تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة المتقين ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
حيفست طائرى چو تو در خاكدان دهر * ز اينجا به آشيان وفا مىفرستمت در راه عشق مرحلهء قرب و بعد نيست * مىبينمت عيان و دعا مىفرستمت هر صبح و شام غافله‌اى از دعاى خير * در صحبت شمال و صبا مىفرستمت اى غايب از نظر كه شدى همنشين دل * مىگويمت دعا و ثنا مىفرستمت
فداى حقيقتت شوم ، كه از او خبرى ندارى ، دستور العمل آنست كه از خود و خودرأيى دست بردارى ، جان من به لب آمد از گفتن اينكه راه نجات و خلاص در استغراق « * » ذكر الهى و تفكر در معرفت نفس و خودشناسى است ذكر و فكر خود رهنماى تو خواهد شد . « يا من اسمه دواء و ذكره شفاء » . 238
« دوائك فيك و لا تبصر * و دائك منك و لا تشعر »
239
تو خود حجاب خودى حافظ از ميان برخيز
جناب‌عالى در همه چيز اهتمام داريد ، مگر در همين يك كلمه ، پس حالا كه چنين است :
هامش
( * ) استغراق : فرورفتن ، فراگير شدن .