حواسّ ظاهر به او سر مىزند ؛ كما قال عليه السّلام : « اتّقوا فراسة المؤمن فانّه ينظر بنور اللّه » « 205 » . و چون وارد است كه : « النّاس معادن كمعادن الذّهب و الفضّة » « 206 » ، لهذا هرطور از اطوار سبعهء قلب گوهرى است ؛ طور اوّل را « صدر » خوانند و معدن گوهر اسلام است كه :
أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ
« 207 » و در كفّار معدن ظلمت و كفر است كه :
مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْراً
« 208 » . و صدر ، محلّ وسواس شيطان و تسويلات « 209 » نفس است كه :
يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ
« 210 » و از دل ، محلّ وساوس شيطانى و تسويل نفس ، صدر بيش نيست ، و صدر غلاف و پوست قلب است چون پوست بادام ، و در ساير درجات و مراتب قلب ، « ابليس » و وساوس او را راه نيست ؛ زيرا كه قلب خزانهء حقّ جلّ و علاست و آسمان صفت است ، و عرش فطرت است ، شياطين را چگونه در آن راه است ؟ كه :
وَ حِفْظاً مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ مارِدٍ لا يَسَّمَّعُونَ
هامش
- كه گوش شنوا و چشم بينا و پاى روا و پنجهء قهّار اويم ( و در كنار اين حديث قدسى اين ابيات بمناسبت از « گلشن راز » در حاشيه آمده است كه ذيلا آورده مىشود ) :كسى كو از نوافل گشت محبوب * بلاءِ نفى كرد او خانه جاروب
درون جانِ محبوب او مكان يافت * ز بي يسمع و بى يبصر نشان يافت( 205 ) - از فراست و تيزبينى مؤمن بپرهيزيد چرا كه او بنور خدا مىنگرد .
( 206 ) - مردم همانند ( فلزّات كه كانهاى مختلفاند ) كانهائىاند همچون كانهاى زر و نقره .
( 207 ) - آيا آنكس كه خدا سينهء او را ( براى فهم و قبول اسلام ) گشاده داشته كه آن بنور الهى روشن است ( با مردم تاريك دل يكسان و برابر تواند بود ؟ ! ) : سورهء 39 قسمتى از آيهء 22
( 208 ) - . . . امّا آنان كه سينههاى ايشان از ظلمت كفر آكنده است خشم پروردگار و قهر او بر ايشان خواهد بود : سورهء 16 قسمتى از آيهء 106
( 209 ) - جمع تسويل : آراستن چيزى براى فريب ديگران .
( 210 ) - . . . ( شيطانى ) كه در سينهء مردمان وسوسه ايجاد مىكند : سورهء 114 آيهء 5