به عالم صغير انسانى مىرسد . و هرگاه به قانون ظاهر و باطن شريعت كه طريقهء حقّهء مرتضويّهء مصطفويّه است قلب انسانى از امراض نفسانيّه صحّت يابد و به واسطهء انوار اذكار الهيّه تزكيه و تصفيه يابد محلّ ظهور جميع صفات كماليّه و مرآت تجلّيات بحار انوار الهيّه خواهد شد ؛ زيرا كه خداوند جلّ مجده آدم را خليفهء خود فرمود و خليفه مىبايد مظهر تمام صفات و كمال مخلّف « 189 » خود باشد تا تواند به جميع اوامر و نواهى بر وفق رضاى حقّ ، آمر و ناهى شود و حقّ معرفت او را به خلق به قدر استعداد خلق برساند . و هرگاه در يك صفت از صفات الهيّه ناقص باشد وفا به حقّ خلافت و اداى معرفت كامل نتواند نمود . و دليل بر ظهور تجلّيات در قلب ، حكايت حضرت ابراهيم خليل الرّحمن است ؛ كما قال اللّه تعالى :
وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ . فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ . فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بازِغاً قالَ هذا رَبِّي
« 190 » تا آنكه مىفرمايد :
فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بازِغَةً قالَ هذا رَبِّي
« 191 » « الى ان قال » « 192 » :
إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ
« 193 » و
هامش
( 189 ) - جانشين تعيينكننده
( 190 ) - ما اينچنين ملكوت آسمانها و زمين را به ابراهيم نموديم تا از اهل يقين گردد كه چون سياهى شب بر او پرده افكند اخترى فروزان نگريست ( و چون پنداشت كه پروردگار اوست ) گفت اينك پروردگار من ! امّا چون آن اختر فروزان سر به جيب افق فروبرد و ناپديد گشت ابراهيم گفت : من ناپديدشوندگان را دوست ندارم و چون به ماهتاب و لمعان انوار آن نگريست گفت اينك پروردگار من ! . . : سورهء 6 آيهء 76 و قسمتى از 77
( 191 ) - . . . و چون بانوار خيرهكننده خورشيد نگريست گفت اينك پروردگار من ! . . : سورهء 6 قسمتى از آيهء 78
( 192 ) - تا آنكه فرمايد .
( 193 ) - . . اينك من با ايمانى خالص روى ( دل ) به سوى آن پروردگارى مىكنم كه پديدآورندهء آسمانها -