مىشد . پس وجود هوا به سبب خفّت و لطافت فىمابين آب و آتش ، يك دليل است بر قدرت خداوند ، و تصريف و ترويح و حركت و تفريحش در عالم كون و فساد ، يك دليل است و قدرت و قوّتش بر اهلاك ، يك دليل است ؛ كما قال اللّه تعالى :
إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ تَنْزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ
« 127 » . و ديگر از منافعى كه خداوند حكيم عليم در هوا و رياح به جهت انسان و كافّهء حيوانات « برّيهء ترابيّه » « 128 » قرار داده آنست كه آن را مادّهء نفس كشيدن قرار فرموده كه اگر لحظهاى از انسان مقطوع شود هرآينه شخص هلاك مىشود و ترويح ارواح حيوانيّه را به واسطهء آن مقرّر فرموده و ديگر منافعى كه به جهت تسخير ابرها و سحاب در آن قرار فرموده كه سحاب را بدون رياح ، حركت متعذّر است و عجائبى كه به واسطهء التقاء « 129 » رياح و سحاب در عالم كون ظاهر مىشود از اصوات هايلهء « 130 » رعد كه اگر به قوّت و شدّت ظاهر شود باعث هلاكت افراد حيوان و انسان و خرابى عمرانات است . و ديگر ، بروق « 131 » و شهب « 132 » و صواعق « 133 » كه ظاهر مىشود تمام آيات بينات است بر وجود قادر صانع حكيم عليمى فوق عالم كون و فساد ، و به عبث ، خداوند اين آيات واضحات را خلقت نفرموده چنانكه مىفرمايد :
وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ
هامش
( 127 ) - ما ( بر قوم عاد ) در روزى نحس تند بادى سخت و پىگير وزانديم چنان كه مردم را از جاى بركند همچون تنههاى درخت خرما كه آنها را از ريشه فروافكنند : سورهء 54 آيهء 19 و 20
( 128 ) - زمينى خاكى
( 129 ) - بهم رسيدن دو چيز
( 130 ) - هولانگيز و وحشتناك
( 131 ) - برقها
( 132 ) - شهابها
( 133 ) - صاعقهها : چگونگى اينگونه انقلابات جوّى در علم هواشناسى بتفصيل آمده است رجوع شود .