و اوّل از اصول ثلاثه ، خوف است و خوف را درجات است ؛ اوّل : خوف از موت است پيش از توبه كه باعث سخط و غضب خداوند است . و ثانى : خوف از عقاب الهى در آخرت است و وعيدهاى شديد او كه :
وَ أَنَّ عَذابِي هُوَ الْعَذابُ الْأَلِيمُ
« 32 » و اين دو مرتبه خوف نفسانى است در دو نفس امّاره و لوّامه .
و خوف در نفس ملهمه ، خوف نقصان اخلاق است كه فجور نفسانى است و خوف انقطاع الهام است كه :
فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها
و در نفس مطمئنّه خوف قصور در عبوديّت است كه :
فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي
« 33 » . و خوف در قلب را مراتب است ؛ اوّل : خوف در قصور ارادت الهى و عزم است .
ثانى : خوف در قصور همّت است در خدمت محبوب . ثالث : خوف زوال شوق و وجد است . رابع : خوف از فقدان لذّت انس است با محبوب . خامس : خوف به معنى هيبت است از تجلّى عظمت پروردگار ؛ چنانكه در تفسير امام حسن عسكرى عليه السّلام وارد است كه در غار و « كوه حرا » وارد شد بر رسول اللّه عليه الصّلاة و السّلام از عظمت و جلالت خداوند ، چيزى كه آن حضرت را اغماء « 34 » حاصل شد . جبرئيل نازل شد و سر حضرت را به دامان گرفت پس از شاعر شدن ، مراجعت به منزل فرمودند . « خديجه » رضى اللّه عنها خواست با حضرت تكلّم نمايد فرمودند كه ساكت شو ! قال صلّى اللّه عليه و آله : زمّلينى زمّلينى ؛ يعنى گليم بر روى من انداز . و آن شب اين آيه نازل شد كه :
يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ
« 35 » . و از براى خوف ، درجات عاليهء ديگر است كه اين نسخه گنجائى ذكر آن را ندارد .
هامش
( 32 ) - همانا كه شكنجهء من همان شكنجهء دردناك است : سورهء 15 آيهء 50
( 33 ) - . . پس اينك در زمره بندگان ( خاصّ ) من درآى و به بهشت ( قرب ) من اندر شو : سورهء 89 آيهء 29 - 30
( 34 ) - بيهوشى
( 35 ) - هان اى گليم به خود پيچيده . . : سورهء 73 آيهء 1