شود ؛ كما قال اللّه تعالى :
مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى
« 28 » ،
لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ
« 29 » . ثانى از مدارك اربعه ، روح است كه : « انّ روح المؤمن لا شدّ اتّصالا بروح اللّه من اتّصال شعاع الشّمس بالشّمس » « 30 » . و ادراك روح ، مشاهده است . و ثالث و رابع آنها سرّ و خفى است كه :
فَإِنَّهُ يَعْلَمُ السِّرَّ وَ أَخْفى
« 31 » و ادراك اين مدرك ، معاينه است . و اين فرقهء رابعه ، اكمل فرق و اكابر دين و بزرگان اهل معرفت و يقيناند . لهذا امام عليه السّلام در اين باب بيان ، صراط المستقيم الهى را در باطن انسان به وضعى مىفرمايند كه سند اين فرقهء جليلهء رابعه است كه اهل يقين و معرفتاند ، كما قال عليه السّلام : نجوى العارفين تدور على ثلاثة اصول ؛ يعنى نجات اهل معرفت كه اكمل فرق اين طايفهء ناجيهاند داير است بر سه اصل ؛ و اين منافات با آن ندارد كه سه فرقهء ديگر هم ناجى باشند امّا چون بر كمال نيستند و طريقهء كاملهء باطنيه را ندارند اهل معرفت و يقين محسوب نمىشوند .
هامش
ربّه فليعمل عملا صالحا . . . : بگو هر آنكس كه ديدار پروردگار خويش را آرزو دارد گو كارهاى شايسته كن . . . : قسمتى از آيهء 110 از سورهء 18 ناظر بدانست ، و در آيات ديگر نيز سخن از ديدار پروردگار در ميانست آيا حقيقت اين ديدار چيست ؟ پاسخ آن بعهدهء سلوك راه حقّ است تا حقايقى بر دل آشكار شود كه در فراخناى بيان نگنجد چنانچه امير مؤمنان على عليه السّلام فرمود : لم اعبد ربّا لم اره : من هرگز پروردگارى را كه نديده باشم پرستش نكنم . .
( 28 ) - آنكس كه در اين سراى از ديدار حقّ كور باشد در سراى ديگر نيز كور خواهد بود : سورهء 17 آيهء 72
( 29 ) - . . ديدگان ظاهرشان كور نيست بلكه ديدگان دلهاى ايشان ( همان دلها ) كه در سينهها جاى دارد كور است : سورهء 22 آيهء 46
( 30 ) - اتّصال و پيوستگى روح مؤمن بروح خداى از اتّصال و پيوستگى شعاع خورشيد به خورشيد قوىتر است .
( 31 ) - . . چه او نهان و نهانتر را ( نيز ) آگاه است : سورهء 20 آيهء 7