بعث و قيامت كبرى و حشر و نشر اعمال و اخلاق و عقايد و دخول در جنّات اخرويّه را چنانكه شرح آنها در باب موت بتفصيل انشاءالله تعالى خواهد آمد .
* * * ( * ) در حاشيهء نسخهء مورد استفاده ، اين اشعار مرقوم شده بود :
حاجيان آمدند با تعظيم * شاكر از رحمت خداى رحيم
آمده سوى مكّه از عرفات * زده لبّيكِ عمره از تعظيم
خسته از محنت و بلاى حجاز * رسته از دوزخ و عذاب اليم
يافته حجّ و عمره كرده تمام * باز گشته بسوى خانه سليم
من شدم ساعتى باستقبال * پاى كردم برون ز حدّ گليم
مر مرا در ميان قافله بود * دوستى مخلص و عزيز و كريم
گفتم او را بگوى چون رستى * زين سفر كردن به رنج و به بيم
تا ز تو باز ماندهام جاويد * فكرتم را ندامت است نديم
شاد گشتم بدانكه كردى حجّ * چون تو كس نيست اندرين اقليم
بازگو تا چگونه داشتهاى * حرمت آن بزرگوار حريم
چون همىخواستى گرفت احرام * چه نيَت كردى اندر آن تحريم
جمله بر خود حرام كرده بُدى * هر چه مادون كردگار عظيم ؟
گفت نى ، گفتمش زدى لبّيك * از سر علم و از سر تعظيم ؟
مىشنيدى نداى حقّ و جواب * باز دادى چنان كه داد كليم ؟
گفت نى ، گفتمش چو در عرفات * ايستادى و يافتى تقويم
عارف حق شدى و منكر خويش * به تو از معرفت رسيد نسيم ؟
گفت نى ، گفتمش چو مىرفتى * در حرم همچو اهل كهف و رقيم
ايمن از شرّ نفس خود بودى * وز غمِ حُرقت و عذاب جحيم ؟
گفت نى ، گفتمش چو سنگ جمار * همىانداختى به ديو رجيم
از خود انداختى برون يكسر * همه عادات و فعلهاى ذميم ؟
گفت نى ، گفتمش چو مىكشتى * گوسفند از پى اسير و يتيم
قرب خود ديدى اوّل و كردى * قتل و قربانِ نفسِ دونِ لئيم ؟
گفت نى ، گفتمش چو گشتى تو * مطّلع بر مقام ابراهيم