است ؛ و آن مبسوط كردن دو دست است و گردانيدن باطن آنها را به سوى آسمان از براى طلب رزق و احسان از حقّ تعالى مثل بندهاى كه رغبت دارد به احسان كردن مولى به خود و سؤال مىكند به « بسط كفّين » « 40 » امان و انعام و احسان را .
پنجم : طريقهء تضرّع است ، و آن حركت دادن انگشت « سبّابهء يمنى » « 41 » است در زير صورت و وجه خود به سمت يمين « 42 » و يسار « 43 » مثل عبدى كه وارد شده باشد بر او واقعات هولناك ، و بىطاقت كرده باشد او را و توجّه نمايد و دست را حركت دهد به يمين و يسار . ششم : طريقهء تبتّل « 44 » است و آن حركت دادن انگشت سبّابهء يسرى « 45 » است رو به آسمان يك دفعه و رو به زمين يك دفعه مثل عبدى كه منقطع شده باشد از ما سواى مولاى خود و بلسان حال مىگويد كه منقطع شدم به سوى تو به تنهائى از همه كس ، و به انگشت واحد اشاره مىكند ؛ يعنى ترا به وحدانيّت اقرار مىكنم و بس . و اين « طرق ستّهء » « 46 » مذكوره ، تعبّدى است و از اهل عصمت ( ص ) وارد است ؛ و فوائد آنها را ايشان بهتر مىدانند ، و در طرق ستّه ، ادعيهء مخصوصه وارد است كه در كتب ادعيه مسطور است .
و توجّه به حقّ تعالى بدعا به طريقى كه موجب اجابت شود آنست كه از حضرت ابى عبد اللّه ( ص ) منقول است كه راوى عرض كرد آيتى است در كلام اللّه كه طلب مىكنم و نمىيابم معنى او را ، حضرت فرمود : كدام است ؟ عرض كرد :
هامش
( 40 ) - گشودن دو كف دست
( 41 ) - انگشت شهادت دست راست
( 42 ) - راست
( 43 ) - چپ
( 44 ) - انقطاع : جدا شدن ؛ مقصود بريدن و جدا شدن از هرچه غير خداست
( 45 ) - چپ
( 46 ) - راههاى ششگانه