عباد را كه گويند چرا اكمال دين و صلاة و عبادت خود را حقّ تعالى به ولايت آل محمّد و صلوات بر ايشان فرمود ؛ زيرا كه حقّ تعالى صاحب اختيار است و اين بزرگواران مختار اويند و عباد را در اين امور اختيارى نيست چنانكه در نعمت وجود و هستى اختيار نبود ؛ كما قال اللّه تعالى :
لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ
، و تحقيق مشيّت و اختيار حقّ تعالى در امور ، و عدم اختيار عبد انشاءالله در موضع خود مفصّلا خواهد آمد .
بعد مىفرمايد : چنانكه عبادت كامله در اقرار بتوحيد و صدق معرفت قلبى است مقارن با صدق لسان ، همچنين عبادت كامله در اقرار بر رسالت حضرت خير البشر و وصايت حضرات ائمّهء اثنا عشر حاصل نمىشود مگر به صفاى باطن به معرفت و محبّت اين بزرگواران كه اركان و هياكل توحيدند ؛ چنانكه در « زيارت جامعه » وارد است كه : « و اركانا لتوحيده » « 6 » ، پس اتمام و اكمال بتوحيد به شهادت بر رسالت و ولايت اهل عصمت عليهم السّلام است كه اركان توحيد حقّ تعالىاند . پس چنانكه خلقت عباد نيست مگر به مشيّت سابقهء حقّ تعالى كه :
« خلق اللّه الاشياء بالمشيّة و المشيّة بنفسها » « 7 » ، همچنين عباد را مشيّت و اراده در امرى نيست مگر به اراده و مشيّت حقّ تعالى . پس عبوديّت در عمل آوردن رضاى حقّ تعالى است به امتثال احكام حكمتآميز او و عبادت كردن به اداء اوامر او ؛ و از جملهء اوامر حقّ تعالى است صلوات بر رسول او محمّد مصطفى و آل طاهرين او عليهم السّلام . پس بايد وصل كند عبد به صلات حقّ تعالى صلوات بر حضرت رسول و آل طاهرين را ، و به طاعت حقّ تعالى طاعت ايشان را ، و به شهادت
هامش
( 6 ) - ( اهل بيت عصمت و طهارت ) پايههاى توحيد خدايند .
( 7 ) - خداى تعالى چيزها را بوسيلهء مشيّت و اراده خلق فرمود ، و اراده و مشيّت را به خود اراده و مشيّت ايجاد كرد .