ليك لقمهء باز ، آنِ صَعوَه نيست * چاره اكنون آب و روغن كردنى است
تو ببخشا بر كسى كو در جهان * شد عدوىِ آفتاب كامران
ذَمّ خورشيد جهان ذَمّ خود است * كه دو چشمم كور و تاريك و بد است
مادِح خورشيد ، مدّاح خود است * كه دو چشمم روشن و نامُرمَد است
و بعد حضرت امام عليه السّلام مىفرمايد كه ركوع اوّل مرتبه است در تواضع و ادب و عجز در حضور محبوب حقيقى ، و سجود مرتبهء ثانيه است ، و اكمل مراتب عبادت است در تذلّل و افتقار به حضرت آفريدگار ؛ و كسى كه وفا به مرتبهء اوّلى نكند يعنى قلبش لاهى و لاعب بود در ركوع ، صلاحيّت از براى سجود كه اظهار عبوديّت كامل است ندارد ؛ زيرا كه در ركوع ادب است و در سجود قرب است .
و كسى كه حسن ادب در حضور سلطان حقيقى ، ظاهر نساخت صلاحيّت قرب او را ندارد . پس ركوع كن مثل تعظيم كردن كسى كه قلبش خاشع و متذلّل و ترسان باشد در تحت سلطنت و عظمت حقّ تعالى ، و پست كن « اعالى جوارح » « 16 » و اعضاى خود را مثل « خفض جناح » « 17 » كردن كسى كه خوف و حزن داشته باشد بر آنچه فوت شده است از او از فوائد اهل ركوع و ادب :
از خدا خواهيم توفيق ادب * بىادب محروم ماند از فضل ربّ
بىادب تنها نه خود را داشت بد * بلكه آتش بر همه آفاق زد
از ادب پرنور گشته است اين فلك * از ادب معصوم و پاك آمد مَلَك
كما قال اللّه تعالى :
ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ
« 18 » ، و
هامش
( 16 ) - اندامهاى بالائين
( 17 ) - تواضع و شكسته بالى كردن
( 18 ) - ( اى آسمان و زمين ) بيائيد مرا بميل و رغبت يا به اكراه و بىرغبتى ، گفتند : بميل و رغبت آمديم . . :
سورهء 41 قسمتى از آيهء 11