و در ظلال كبرياء حقّ تعالى پناه مىيابد ؛ يعنى مظهر كبرياء حقّ تعالى مىشود ؛ چنانكه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله مىفرمايد : آدم و من دونه تحت لوائى ؛ زيرا كه لواى او لواى حقّ تعالى است ، پس آدم و انبياء و اولياء و امم ايشان تمام در تحت علم اويند . و مىفرمايد : انا سيّد ولد آدم و لا فخر ؛ اين سيادت و بزرگى را نسبت به همهء اولاد آدم از بزرگى و كبرياء حقّ تعالى يافت و ليكن به ملاحظهء كمال كبرياء حقّ تعالى و عبوديّت خود باز اظهار فخر نمىكند . و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام مىفرمايد : « انا خالق السّماوات و الارض باذن ربّي ، انا رازق العباد ، انا أحيي و اميت باذن ربّي » « 8 » ؛ توهّم نكنى كه در اين كلمات دعوى الوهيّت است ؛ زيرا كه بسبب كمال عبوديّت و مذلّت در خدمت پروردگار ، حقّ تعالى خلعت و كسوت صفات كماليّهء خود را كه خالقيّت و رازقيّت و احياء و اماته است به آن حضرت پوشانيد تا خليفهء كامل الهى شد كه : اتّصفوا بصفات اللّه و تخلّقوا باخلاق اللّه ؛ پس اين كمالات در انسان بسبب عبوديّت حاصل مىشود و عبد از آنها غافل است ؛ چنانكه مىفرمايد : مىپوشاند حقّ تعالى به او كسوت اصفياء خود را ؛ زيرا كه همين صفت احياء و اماته كه در حضرت امير المؤمنين بود حقّ تعالى به صفىّ خود عيسى ( ع ) كرامت فرموده بود كه :
أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْيِ الْمَوْتى
« 9 » ؛ پس اين صفت ، كسوت اصفياء اوست كه به اهل عصمت و اولياء ايشان عليهم السّلام به ارث كرامت فرموده كه : « العلماء ورثة الانبياء » « 10 » ؛ سبحان اللّه چه مىگويم ؟ غيرت الهى مانع است از آنكه پرده از
هامش
( 8 ) - من باذن پروردگار خود آفرينندهء آسمانها و زمينم ، من باذن پروردگار خود روزى ده بندگانم ، من باذن پروردگارم زنده كنم و بميرانم .
( 9 ) - . . . من كور و پيس را شفا دهم و مردگان را زنده سازم . . : سورهء 3 قسمتى از آيهء 49
( 10 ) - عالمان ميراث بران پيامبرانند .