اين ميان من و عبد من است ؛ يعنى عبادت از عبد است و اعانت از ربّ ، و هرگاه بگويد :
اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ
حقّ تعالى مىفرمايد : هدايت بر صراط مستقيم از براى عبد من است و آنچه را از من مسئلت نمايد از براى اوست . و اينكه بعد از گفتن عبد ، بسم اللّه را حقّ تعالى مىفرمايد : ذكر كرد مرا عبد ؛ يعنى مستحقّ است ذكر كردن من او را كه :
فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ
، و « انا جليس من ذكرنى و من ذكرنى فى نفسه ذكرته في نفسي و من ذكرني في ملاء ذكرته فى ملاء خير منه » « 37 » . و اينكه فرموده بعد از گفتن عبد
الْحَمْدُ لِلَّهِ
كه حمد كرد مرا عبد من دليل است بر آنكه حمد را مقامى عظيم است ؛ زيرا كه ملائكه در اوّل خلقت آدم گفتند :
وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ
و حمد ، آخر كلام اهل جنّت است كه :
آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
« 38 » ؛ و اوّل كلمه كه آدم ( ع ) بعد از دميدن روح در او گفت
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
بود .
و اينكه فرموده بعد از گفتن
الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
كه تعظيم كرد مرا عبد من ؛ يعنى چون رحمت ظاهر و باطن و كرم وجود و لطف را در دنيا و آخرت منحصر كرد در من ، پس عظيم شمرد مرا به نفى شريك و ضدّ و ندّ و نظير و مثل از من . و اينكه فرمود بعد از گفتن
مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ
آنكه تمجيد كرد مرا عبد من ؛ يعنى تنزيه و تقديس كرد مرا از ظلم و جور ؛ زيرا كه يوم الدّين يوم عدل است و يوم گرفتن حقّ مظلوم است از ظالم و حقّ ضعيف از قوى ، پس بزرگوار پروردگارى كه عدالت مىفرمايد در حقّ مظلومين و ضعفاء و ظالمين و اقوياء به
هامش
( 37 ) - من همنشين آن كسم كه مرا ياد كند و آنكس كه مرا در نفس خود ياد كند ( من نيز ) او را در نفس خود ياد كنم ، و آنكس كه مرا در ميانهء جمعى ياد كند من او را در ميانهء جمعى نيكوتر ياد كنم .
( 38 ) - . . بازپسين دعاى ايشان آنست كه : ستايش ، خداى پرورندهء جهانيان راست : سورهء 10 قسمتى از آيهء 10