« من مقت نفسه للّه تعالى امنه اللّه من مقته يوم القيامة » « 48 » . و خامس : ماء تواضع است از براى فقراء و مؤمنين ، و اختيار كردن مصاحبت ايشان بر اغنياء ، و محبّت داشتن با ايشان است ؛ « قال رسول اللّه : انّ لكلّ شىء مفتاحا و مفتاح الجنّة حبّ المساكين » « 49 » . و فرمود حضرت رسول ( ص ) در تفسير
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ
« 50 » كه وسيله به سوى حقّ تعالى تقرّب جستن به فقراست . و حضرت رسول فرمود كه مناجات كرد حضرت اسماعيل نبىّ ( ع ) حقّ تعالى را پس گفت : « يا الهي اين اطلبك ؟ فاوحى اللّه تعالى اليه :
اطلبني عند المنكسرة قلوبهم من اجلي ، قال : و من هم ؟ قال : الفقراء الصّادقون » « 51 » . و فرمود حضرت رسول : « اللّهمّ احيني مسكينا و امتني مسكينا و
هامش
( 48 ) - آنكس كه براى رضاى خدا نفس خويش را مقهور سازد خدا او را از قهر خويش به روز رستاخيز ايمن سازد .
* اين غزل از خواتيم « سعدى » در حاشيهء همين مطلب بود :يا رب از ما چه فلاح آيد اگر تو نپذيرى * به خداوندى و لطفت كه نظر باز نگيرى
درد پنهان به تو گويم كه خداوند كريمى * يا نگويم كه تو خود واقف اسرار ضميرى
گر برانى بگناهان قبيح از در خويشم * هم بدرگاه تو آيم كه لطيفى و خبيرى
ور به نوميدى ازين در برود بندهى عاجز * دگرش جاى نماند كه تو بىشبه و نظيرى
دست در دامن عفوت زنم و باك ندارم * كه كريمىّ و حكيمىّ و عليمى و قديرى
خالق خلق و نگارندهء ايوان رفيعى * فالق صبح و برآرندهء خورشيد منيرى
حاجت مورى و انديشه كمتر حيوانى * بر تو پوشيده نماند كه سميعىّ و بصيرى
گر همه خلق به خصمى بدر آيند يكى را * چه تفاوت كند آن را كه تو مولا و نصيرى
همه را ملك مَجاز است و بزرگى و اميرى * تو خداوند جهانى كه نمردىّ و نميرى
سعديا من ملكالملك غنيَّم تو فقيرى * چاره درويشى و عجز است و گدائى و فقيرى( 49 ) - پيغمبر فرمود : براى هر چيز ( گشادن هر بسته ) كليدى است و كليد بهشت ، دوستى مساكين است .
( 50 ) - هان اى اهل ايمان از خداى بپرهيزيد و ( براى تقرّب به حضرت او ) وسيله جوئيد : سورهء 5 قسمتى از آيهء 35
( 51 ) - بار خدايا از كجايت جويم ؟ خداى تعالى به او وحى فرمود مرا در دلهاى شكستهء شكستهدلانى كه -