برمىخيزند و مطهّر شدهاند و بر ايشان گناهى نيست . و ثالث : ذكر قلبى و لسانى است كه به تيشهء لا إله كه موجب نفى ما سوى اللّه است ارض طبيعت و نفس را حفر مىكند تا به آب رحمت الّا اللّه كه ظهور نور توحيد است در قلب ، و اصل شود و باطن و قلب را از اخباث و احداث نفسانيّه و قلبيّه شستوشو داده قلبش طاهر و مطهّر گردد . و هرگاه به اخلاص كامل ، ذكر حقّ تعالى را در قلب نمايد چشمههاى حكمت از قلبش جارى مىشود كه : من اخلص للّه اربعين صباحا جرت ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه ، و ماء كثيرى كه متغيّر نشود به واسطهء نجاسات قلبيّه لون و طعم و رايحهء آن ، ذكر كثير قلبيّه است كه فروگيرد شب و روز را و آنى از ذكر الهى فارغ نماند ، و در اين قلب ، اخباث و احداث مضمحل مىشود . و ماء قليلى كه متأثّر و متغيّر مىشود ذكر قليل لسانى است كه كفاف به تطهير قلب نمىكند مگر آنكه ذكر ، قلبى و دائمى گردد . و چنانكه اخباث و احداث قلوب ، پنج است تطهير و غسل قلوب از آنها بر پنج قسم است ، و تطهير از اوّل مراتب اخباث و احداث قلوب كه كبر و فخر و هوا است بر هفت مياه است ؛ اوّل و ثانى : ماء استغفار و توبه و بازگشت به پروردگار است كه :
اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ
« 45 » . و ثالث : دوام توبه و عدم عود بر آنست تا قلع مادّهء فساد از قلب شود كه :
تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً
« 46 » ؛ و توبهء نصوح آنست كه تائب شود و عود نكند به آن ابدا . و رابع : ماء مقت و غضب كردن است بر نفس از براى رضاى حقّ تعالى ؛ وحى فرمود حقّ تعالى به سوى داود :
« رضائى فى سخط النّفس و النّاس يطلبونه فى رضى النّفس فلا يجدونه » « 47 » ، و :
هامش
( 45 ) - . . بسوى پروردگار خويش پس از استغفار توبه كنيد : سورهء 11 قسمتى از آيهء 52
( 46 ) - بسوى خدا توبه كنيد توبهاى خالص و ثابت . . : سورهء 66 آيهء 8
( 47 ) - خوشنودى من در قهر كردن با نفس است درحالىكه مردم رضاى مرا در رضاى نفس خويش مىجويند ! !