است ، بعد ؛ مطاعم « 13 » و مشارب « 14 » و ملابس « 15 » و مناكح « 16 » و منازل و امثال آنها از نعم كثيره چون مراكب « 17 » و معاونين و معاضدين و احبّاء و اصدقاء و برادران دينى . و ثانى : سلامتى از زمانت « 18 » و عجز و نقصان در اعضاء ، و آفات و امراض بدنيّه ، و دفع ضررهاى دنيوى در حضر و سفر و برّ و بحر ، و دفع مضرّات انس و جنّ و سباع و موذيات و امثال آنها . و نعمت دينى هم دو قسم است ؛ اوّل : توفيق ، دوم : عصمت ؛ و آن توفيق اسلام و ايمان و علوم و طاعات است ، و عصمت از كفر و شرك و بدعت و ضلالت در دين و معاصى كبيره و صغيره است . و انصاف آنست كه هرگاه عبد تدبّر كند در جزئيّات و كلّيّات نعم الهيّه ، به حصر بيرون نمىآيد آنچه ظاهرا باطنا اوّلا آخرا به انسان عطا فرموده ؛ كما قال اللّه تعالى :
وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ
« 19 » . و بعد از دريافت اين نعم كثيره ، تدبّر كن كه چگونه از عهدهء شكر يكى از آنها تواند برآيد بجز عجز از شكر كه شكرى است وافى « 20 » . و شكر - در حقيقت - تعظيم منعم است و التذاذ به احسان كردن منعم است نه التذاذ از نعمت منعم ؛ يعنى التذاذ از نعمت ، او را حجاب از منعم نگردد تا آنكه نعمت او را سلاح و آلت عصيان منعم
هامش
( 13 ) - خوردنيها
( 14 ) - آشاميدنيها
( 15 ) - پوشيدنيها
( 16 ) - ازدواجكردنيها ، زنان
( 17 ) - سوارشدنيها
( 18 ) - بيمارى مزمن ، كهنه ، درمانناپذير
( 19 ) - و اگر هرآينه خواهى نعمتهاى خداى را برشمرد نتوانى ، همانا كه خداى تعالى بسيار آمرزنده و مهربان است : سورهء 16 آيهء 18
( 20 ) - رسا و كامل