قدرش از جواهر ثمينه « 9 » است و كيمياى عزيزى است كه مسلوب « 10 » است از اكثر خلايق كه :
وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ
« 11 » ، و افضل از حمد است ؛ زيرا كه حمد مانند تسبيح و تهليل است و از اعمال ظاهريّه است ، و شكر از امثال صبر و تفويض است و از اعمال باطنيّه است . و دايرهء شكر ، اوسع از حمد است ؛ زيرا كه حمد ، ثناى به لسان است بر جميل اختيارى ، و شكر صرف كردن عبد است جميع نعماى الهى را در موضع خود . پس جميع افعال عبد از سرّ و علانيه هرگاه بر وفق امر الهى باشد ، شكر است ؛ چنانكه گفتهاند كه شكر ، طاعت كردن به جميع جوارح است از براى ربّ خلايق ، در باطن و آشكار . و هرگاه سيّد و آقاى كريم ديد عبد خود را كه دامن بر كمر زده از براى وفا كردن به حقّ نعمت مولى و صرف كردن نعم او را در موضع خود ، مىشناسد او را اهل نعمت خود و منّت مىگذارد بر او به نعمتى ديگر ، اعظم از نعم سابقه ، به ملاحظهء اهليّت و قابليّت او ، و معاف مىدارد او را از مسائى « 12 » و بديها و جفا ، به ملاحظهء حسن حال عبد در شكر ، و قبح حال اهل كفران .
و نعمتهائى كه شكر بر آن لازم است دو قسم است ؛ نعمت دنيوى و نعمت دينى ، و اوّل هم بر دو قسم است ؛ نعمتى كه مستلزم نفع است ، و نعمتى كه دفع ضرر است . اوّل : نعمت وجود و حيات است ، بعد ؛ نعمت صحّت و سلامتى و عافيت
هامش
( 9 ) - گرانبها
( 10 ) - جدا شده و دور افتاده
( 11 ) - . . . امّا بيشتر مردم ناسپاساند : سورهء 2 ذيل آيهء 243
( 12 ) - زشتيها