از خلاف رضاى حقّ تعالى ، خوف از او است . و دليل خوف و خشية ، تذكّر به عظمت خداوند و تمسّك جستن است به خالص كردن طاعات و اوامر او و خوف و حذر و باز ماندن از محارم حقّ تعالى . و دليل بر خلوص طاعات و خشية و خوف ، علم است ؛ چنانكه فرموده است حقّ تعالى :
إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ
. پس هرگاه مسامحه و مساهله كرد در حفظ قلب و نفس و عقل و علم و دين و مال از امراض و آفات ، و داخل شد در قلب ، غفلت و در نفس ، شهوت و در عقل ، جهل و در علم ، هوا و در دين ، بدعت و در مال ، حرام ، لازم است معالجه كردن ، اين امراض و آفات را به دستور العمل فوق به علم انفس و شكر و عذر و مشاهدهء توفيق و عصمت از پروردگار ، و افتقار و اضطرار و خشوع و خضوع و انابه و « قصر امل » « 40 » و ذكر موت و « وقوف عند اللّه الجبّار » « 41 » و « قصر عمر » « 42 » و خلوت و فكرت و قناعت و فراغ و زهد و تقوى و خشية و تعظيم و خوف و حذر - كه شرح هريك از آنها در باب و موضع خود خواهد آمد - تا آنكه بعد از معالجه ، سالم ماند عبد بحسب باطن و ظاهر از عوايق سلوك در طريق الى اللّه ، و در سلوك ، او را فتور و سستى دست ندهد و به كمالات و درجات معنويّه و قرب حقّ جلّ و علا فايز گردد ؛ « انّه هو الموفّق و المعين » « 43 »
* * *
هامش
( 40 ) - كوتاهى آرزو
( 41 ) - ايستادن در پيشگاه خداى جبّار
( 42 ) - كوتاهى عمر
( 43 ) - چه او توفيقدهنده و ياريگر است .