مِنْ لَدُنَّا عِلْماً
« 312 » و منبع حكمت و گنجينهء اسرار الهى است كه :
وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً
« 313 » و محلّ علم اسمائى
وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها
است و در اين مرتبه بسيارى از علوم و اسرار كشف گردد كه ملائكه از آن محروماند :
« نَه فلك راست مسلّم نه مَلَك را حاصل * آنچه در سرّ سويداى بنىآدم از اوست » « 314 »
و طور هفتم را « مهجة القلب » خوانند و آن معدن ظهور انوار تجلّيات صفات الوهيّت است تا مخلّع گردد انسان به خلعت صفاتى و متخلّق شود به اخلاق الهى كه : « اتّصفوا بصفات اللّه و تخلّقوا باخلاق اللّه » ، « 315 » سرّ
وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ
« 316 » در اينطور ظاهر مىشود و مزيّن به خلعت جميع اسماء و صفات كماليّه در اين مرتبه خواهد شد ؛ زيرا كه معنى خلافت الهى مستلزم استجماع جميع صفات و كمال است « تا تشبّه كامل به حقّ جلّ و علا در صفات و كمال ، انسان كامل را حاصل آيد » « 317 » كه رؤيت و ملاقات او رؤيت حقّ گردد چنانكه
هامش
( 312 ) - ما او را از دانش ويژهء خويش بياموختيم ( مقصود حضرت خضر است ) : سورهء 18 قسمتى از آيهء 65
( 313 ) - به آنكس كه حكمت عطا شود بىگمان خير كثير ( موهبت فراوان ) عطا شده است : سورهء 2 قسمتى از آيهء 269
( 314 ) - اين بيت از طيّبات شيخ « مشرف الدّين مصلح بن عبد اللّه سعدى شيرازى » متوفّى ميانهء سالهاى 691 تا 694 هجرى قمرى است .
( 315 ) - بصفات الهى آراسته شويد و باخلاق خدائى متخلّق گرديد .
( 316 ) - . . همانا ما ( كه خدائيم ) آدميزاده را گرامى داشتهايم . . . : قسمتى از آيهء 17 سورهء 70
( 317 ) - اين جمله مدلول حديث قدسى معروف است كه : عبدى اطعنى حتّى اجعلك مثلى . . : بندهء من مرا اطاعت كن تا تو را بصفات الهيّهء خود متّصف كنم : و اين مماثلت ، تعالى عن التّشبيه و التّمثيل نه آنست كه انسان نعوذ باللّه شبيه و نظير خداى تعالى شود بلكه مقصود جدا شدن از اوصاف بشرى و تخلّق باخلاق -