پس بايد آن به نصّ و تعيين عالم السّرّ و الخفيّات بود . و بايد كه معجزه بر دست او ظاهر شود و خرق عادتى از او صادر گردد تا دلالت كند بر صدق دعواى او .
( مبحث چهارم : آن است كه امام بايد كه فاضلتر از رعيّت بود . )
زيرا كه بر تقدير مساوات ترجيح بلا مرجّح لازم مىآيد ، و بر تقدير نقصان مرتبه و حال تقديم مفضول بر فاضل لازم آيد ، و اين هر دو باطل بود ، و شقّ ديگر خود به غير افضليّت نيست ، پس آن ثابت باشد .
( مبحث پنجم : آن است كه امام بعد از پيغمبر بىواسطه امير المؤمنين على عليه السلام است . )
به نصّ قاطع متواتر كه از پيغمبر به ما رسيده است . چنان كه گفت : « يا على ، تو جانشين منى بعد از من » . و گفت : « تو ولىّ هر مرد مؤمن و هر زن مؤمنهاى » . و گفت : « تو پيشواى پرهيزگاران و پيشرو دست پا و روسفيدانى » . و گفت : « تو برادر منى و وصىّ و خليفهء منى ، بعد از من قاضى دين منى » . و دست آن حضرت را بگرفت و رو به مردم كرد و گفت : « اين جانشين من است بر شما بعد از من » ، و گفت : « سلام دهيد و درود فرستيد بر على بدانكه او امير مؤمنان است » . و به جز اين احاديث در اين باب بسيار است .
و مؤيّد اين است آيهء كريمه :
« إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ »
، ( مائدة ، 55 ) ، و آيهء شريفهء :
« الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ »
، ( مائدة ، 3 ) ، تا به آخر ، و آيهء مجيدهء :
« يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ »
، ( مائدة ، 67 ) ، و آيهء جليلهء :
« إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ »
، ( رعد ، 7 ) ، و آيهء عظيمهء :
« فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ »
، ( آل عمران ، 61 ) ، و آيهء
« إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً »
، ( احزاب ، 33 ) ، و آيهء حميدهء :
« يا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ »
، ( انفال ، 64 ) . و آيات ديگر كه ذكر آن در اين مختصر مناسب نيست .
و دليل ديگر آن است كه آن حضرت را در آيهء مباهله نفس رسول خواند و رسول خود به اتّفاق همه از همهء خلق افضل بود ، بنابراين وى نيز مثل رسول بايد كه از همه افضل بود ، پس بايد كه امام او بود .