تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
تعظيم و اجلال ، يعنى مثل تفضّل نبود كه استحقاق را در آن دخل نبود ، و مثل اجر در ثواب نبود كه به فعل خود مستحق آن شود .

فصل پنجم در بيان نبوّت

بدان كه نبى انسانى را گويند كه خبردهنده باشد از خالق به خلق بىواسطهء احدى از بشر . و در اين فصل پنج مبحث مذكور مىشود .

( مبحث اول : در اثبات نبوت پيغمبر ما محمّد بن عبد اللّه بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف صلى اللّه عليه و آله و سلّم . )

آن حضرت رسول بر حق است و به صدق پيام خداوند به بنده آورده است ، زيرا كه دعوى پيغمبرى كرد و بر طبق دعوى خود بيّنهء معجزه گذرانيد ، پس بايد كه در آن دعوى راستگو باشد ، و إلّا لازم مىآيد تحريص اهل تكليف به فعل قبيح ، و آن بر حق‌تعالى محال بود . معجزه عبارت است از ثابت شدن آنچه معتاد نيست يا نفى آنچه معتاد است با خرق عادت و مطابقهء دعوى . و صدور آن از آن حضرت به تواتر بر ما ثابت شده است ، يعنى جمع كثيرى كه در جميع مراتب عقل تجويز كذب ايشان نمىكند نقل كرده‌اند كه دعوى نبوّت با ظهور معجزه از آن حضرت صدور يافت . و از جملهء آن معجزات : يكى قرآن كريم و فرقان عظيم است كه هرچند فصحا و بلغا خواستند كه با آن معارض شوند و در برابر آن چيزى گويند نتوانستند . چنان كه حق‌تعالى گفت :
« وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ »
، ( بقره ، 23 ) ، و در مقابل يك سوره از اداى كلام عاجز شدند تا به كلّ آن خود چه رسد . و گفت :
« قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً »
، ( اسراء ، 88 ) .