الجبروت و التوثّب على اللّه .
و توبة الأوساط من استقلال المعصية ؛ و هو عين الجرأة و المبارزة ، و محض التزّين « 1 » بالحميّة ، و الاسترسال للقطيعة .
و توبة الخاصّة من تضييع الوقت ؛ فانّه يدعو إلى درك النقيصة ، و يطفىء نور المراقبة ، و يكدّر عين الصحبة .
توبهء عامه [ - مردم عادى ] از فراوان شمردن و زياد انگاشتن طاعت است ؛ چرا كه اين گمان و باور سه نتيجه به بار مىآورد : 1 - اينكه بنده نعمت پردهپوشى و مهلتدهى خداوند را منكر مىشود . 2 - اينكه بنده حقى [ براى خود ] بر خداوند مىبيند . 3 - اينكه بنده خود را بىنياز و غنى مىشمارد ، كه اين حالت عين بزرگى و گردنكشى در برابر خداوند است .
توبهء مردم متوسط و ميانه از كوچك شمردن و اندك انگاشتن گناه است ؛ و اين عين گستاخى و سركشى است ، و آراستن « 2 » محض به حميت [ - حمايت و پشتيبانى از خود ] ، و رها شدن با بريدن [ از بندگى خدا ] است .
توبهء خواص از ضايع كردن و هدر دادن وقت است ؛ چرا كه ضايع كردن وقت « 3 » باعث سقوط در درك « 4 » نقصان گشته ، نور مراقبت را خاموش ساخته و مصاحبت [ با خدا ] را در مقام مشاهده مكدّر مىگرداند .
و لا يتمّ « 5 » مقام التوبة إلّا بالانتهاء إلى التوبة ممّا دون الحقّ ، ثمّ رؤية علّة تلك التوبة ، ثم التوبة من رؤية تلك العلّة .
هامش
( 1 ) - ك : التديّن .
( 2 ) - در شرح عبد الرزاق كاشانى ، طبع بيدار ، به جاى التزين ، « التدّين » آمده است . و در توضيح مطلب مىگويد : اين گروه از مردم كارهاى خود را مشمول حكم و قضاى الهى مىبينند ، و ازاينرو گناهى براى خود قايل نيستند و همه را به مشيت الهى مستند مىسازند ، و لذا خود را در ورطهء گناهان رها مىسازند .
( 3 ) - مقصود از وقت ، هنگام استغراق در مشاهده است .
( 4 ) - درك يا درك يعنى « اقصى قعر الشىء » نهايت ژرفاى شىء .
( 5 ) - م خ ، د خ : يصحّ .