بنده در حال غيبت به واسطهء اخبار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم و اوصافى كه آن حضرت از لقاى حق و ديدار او بيان كرده ، مشتاق لقاء گشته است ؛ و هنگامى كه آنچه را شنيده بود به عيان مشاهده مىكند ، شوقش فزونى مىيابد ، و شوق حاصل از ديدار بر شوق حاصل از خبر غلبه مىكند ، و در نتيجه بنده را مبهوت و مدهوش مىسازد . ]
باب هشتم : هيمان
قال اللّه عزّ و جلّ :
« وَ خَرَّ مُوسى صَعِقاً . »
الهيمان ذهاب عن « 1 » التماسك تعجّبا أو حيرة . و هو أثبت دواما و أملك بالنعت من الدهش .
خداوند عز و جل مىفرمايد : « و موسى مدهوش به زمين افتاد . » « 2 »
هيمان [ - آشفتگى و اضطراب ] آن است كه بنده نتواند خود را از غرقه شدن در تعجب يا حيرت نگهدارد [ و قادر نباشد خود را كنترل كند و به حكم عقل عمل نمايد ، تا حكم تعجب و يا حيرت بر عقل او چيره نشود . ] و دوام [ و استمرار ] آن بيش از دهشت است ، [ زيرا دهشت به سرعت زايل مىگردد ، بر خلاف هيمان كه گاهى مدتى طولانى باقى مىماند . ] و رسوخ آن براى آنكه نعت [ و وصف براى بنده ] باشد بيش از دهشت است .
و هو على ثلاث درجات : الدرجة الأولى هيمان فى شيم أوائل برق اللطف عند قصد الطريق ، مع ملاحظة العبد خسّة قدره ، و سفال منزلته ، و تفاهة قيمته .
هيمان بر سه درجه است :
درجهء نخست ، هيمان [ و آشفتگى و تحيرى ] است كه از نظر كردن بنده در
هامش
( 1 ) - د خ : عين .
( 2 ) - 7 / 143 .